سه‌شنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۸۸

از آف لاينهای بی نام و نشان:

انقلاب کرديم تا شاه و شاهزاده نداشته باشيم... آقا و آقازاده داريم! انقلاب کرديم تا ((( سياستمان ديني شود... دينمان سياسي شد))) ! انقلاب کرديم تا اقتصادمان انساني شود... انسانيتمان اقتصادي شد! انقلاب کرديم تا خيابان هايمان شريف شوند... شرافتمان خياباني شد! انقلاب کرديم تا رنگ آزادي را ببينيم... اسارت رنگ شده را ديديم! انقلاب کرديم تا دردهايمان درمان شود... درد بي درمان گرفتيم

یکشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۸

سؤال: آقای بنی صدر، اين روزها افشاگری ها در مورد شکنجه و تجاوز در زندانهای نظام توسط "خودی ها" روزمره شده اند. چنين تصور می شود که اين جرائم تازگی داشته باشند. نظر شما در اين مورد چيست؟





-عرض کنم به شما اين روزها اونهايی که نمی خواهند اين جنبش جهتی رو بگيره که تغيير اساسی به وجود بياد، اون دوران اول انقلاب رو سانسور می کنند، اصلاً مثل اينکه وجود نداشت. مثل اينکه در اون ده سال اون نه شهريور شصت و هفت بود و نه اعدام چند هزارنفر در سه شب. نه اعدامهای سال شصت بود نه آن شکنجه های سبعانه در طول اين مدت. نه افشا شدن اون جنايت ها در دوران اول انقلاب. شکنجه درست از فردای استقرار رژيم جديد شروع شد. به شورای انقلاب گزارش شد که شکنجه در زندانها هست. به اتفاق آقايان طالقانی و مهندس سحابی رفتيم به زندان قصر. اين آقای گيلانی سرپرست بازجويان بود. يکی از اون بازجويآن بالاخره ناچاز شد واقعيت رو بگه. به ما گفت که من سپهبد برنجيان رو 35 ساعت بی خوابی دادم تا از او اعتراف بگيرم. من گريه ام گرفت، گفتم تو اين همه به خودت مشقت دادی تا از اون انسانی که بودی يک شکنجه گر بسازی؟ ما می خواستيم اين دولت عدل بشود نه شکنجه گر. رژيم شاه رو که نمی خواستيم تکرار کنيم... آقای خمينی هيأت معين کرد برای رسيدگی به شايعهء شکنجه. و به اونها مأموريت داده شد که بروند بگويند شکنجه ای نيست با وجود اينکه 400 عکس از شکنجه شدگان بود با وجود اينکه چندين نفر شهادت داده بودند هيأت منکر شکنجه شد. بعد آقای منتظری به آقای خمينی نامه نوشت و بازهم از شکنجه ها و تجاوز به زنان و دختران گفت. پس اين يک امر استمراری بوده در رژيم و اين جزو لايتجزای استبداد است. جالا اين استبداد چه عنوان دينی به خودش بدهد چه ندهد. اين همان روشهايی اسات که استالين هم به کار می برد، هيتلر هم به کار می برد. حالا اين آقای کروبی اومده و اين شکنجه ها رو افشا کرده... بعد هم می گويد اگر دست از هتاکی به من برنداريد بدتر می کنم. اگر ندارد آقای کروبی. شما قبلاً رئيس مجلس بودی، اون شکنجه ها رو فيلم کردن (همسر سعيد امامی) مانع از اون شدی که نمايندگان اون رو ببينند. حالا هم می گی اگر... اگر ندارد! شما علمتون واجب است بر شما که اضحار کنيد. آمد و شب خوابيديد و صبح زنده بر نخاستيد. چرا بايد قربانی های اين جنايت ها بی نام و نشان بمانند و معلوم نشود چه بر آنها گذشته. حالا اگر انتقاد داريد، از انتقاد از خود شروع کنيد بگذاريد هم مردم ايران و هم مردم دنيا متوجه بشوند که شما تغيير کرده ايد، واقعاً می خواهيد که بساط شکنجه برداشته بشود. بساط زورگوئی برداشته شود. اميداورم که صدای منو می شنويد و تمام حقيقت رو می گوييد و يکسره فارغ می شويد از نزاع گروهی و استوار می ايستيد بر حقوق انسان و حقوق ملت، با آن فرهنگ ديرپا و با اين موقعيتی که در جهان يافته و حق دارد که آزاد و مستقل و بر رشد باشد بر ميزان عدالت اجتماعی

جمعه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۸

پاشيدن گاز فلفل به صورت زخمی مادر کيانوش آسا

حدوداً يک ساعت پيش بی بی سی داشت قسمت هايی از پيامهای مردم رو پخش می کرد، يه نفر زنگ زد گفت در مراسم چهلم کيانوش آسا، توی صورت مادر کيانوش گاز فلفل زدن. اين در حاليه که مادر کيانوش که در حال عزاداری بوده از فرط اندوه صورت خودش رو با ناخن خراشيده بوده و صورتش زخمی بوده... اينطور که معلومه اين جانيان خود فروخته در شهرستانها جرأت و جسارت بيشتری برای اعمال ننگينشون دارن.

دوشنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۸

چون قرار شده دوشنبه و چهارشنبه تجمع باشه و اين بيانيه مشکوک به نظر مياد اونو حذف می کنم.

بايگانی وبلاگ