چهارشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۵
سهشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۵
هفتهء پيش خبردار شدم راجر واترز داره مياد بمبئی کنسرت بده. از يه طرف يه جای بی تربيتی م عروسی بود از طرف ديگه داشتم سکته می کردم که نکنه بليط گيرم نياد.
اما بالاخره بليط خريديم و با دوتا از دوستام رفتيم. البته بيشتر حکم آشنا رو دارن تا دوست اما خيلی بهمون خوش گذشت.
ما سه تا آدم گنده، هيچ کدوم همراهمون پاسپورت نبرده بوديم. منکه طبق معمول يادم رفت، اون دوتا هم (يه دختر تهرانی که اسمش رو می ذارم آنا و پسری از اهواز به اسم اسی) فکر کرده بودن لازم نيست.
نشون به اون نشون که هيچ هتلی بهمون اتاق نميداد تا حداقل کوله پشتی هامونو بذاريم و بريم.
تو يه هتل وقتی داشتيم زنگ می زديم اين ور اون ور بلکه يه آشنا که پاسپورت همراهش باشه اونطرف ها پيدا کنيم، با سه تا پسر ايرانی برخورد کرديم. اسی جريانو براشون گفت و خواهش کرد يه اتاق اضافی بگيرن که ما شب توش بمونيم و صبح بريم. اونها هم که دوتاشون اهل شيراز بودن يکی شون آبادانی قبول کردن و گذاشتن کوله هامون و بگذاريم تو اتاقشون. من که عاشق شيرازی ها و آبادانی ها بودم از قبل، به آنا گفتم بفرما. حالا اگه تهرانی بودن يه نگاه عاقل اندر سفيه تحويلمون می دادن و می گتن به ما چه. اونم موافق بود.
اونها هم که انگار برای درست کردن کليپ برای گروه موزيکشون اومده بودن هند (گروه متين، اگه بعدا کارشون در اومد حتماً ببينين) گفتن ما هم داريم ميايم بليط بخريم اگه گيرمون اومد توی کنسرت می بينمتون.
بعد از اينکه خيالمون راحت شد از بابت کوله ها، رفتيم که لب ساحل عکس بگيريم و ديدنی های شهر بمبئی رو تا اونجايی که می شد تو اون چند ساعت ببينيم...
ادامه دارد...
جمعه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۵
می گما من سر کلاس تشريح سوسک انقدر حالم بد نشد که هر دفعه که مرغ پاک می کنم می شه. فقط تيکه کردنش ها، وگرنه خود صاحب مغازه پاک می کنه.
بعدشم دم خونهء من فقط اين يه مرغ فروشی هست که اونم مرغ زنده نگه می داره بعد که می خوای بخری همونجا مرغه رو پخ پخ می کنه می ده دستت. من برای اينکه نبينم و نشنوم جون کندن مرغه رو، بهش می گم اِک چيکن ده (يه مرغ بده) و سريع می دوام می رم ميوه فروشی که يه کم اونور تره. اما گاهی تا من از موتور پياده شم و (گفتم کلاجم شکسته؟) اين کلاج ياردان قلی رو بر قرار کنم مرغه رو پخ پخ کرده و من رو دچار عذاب وجدان.
من نمی تونم گياه خوار بشم. اگه مرغ نخورم می ميرم. سالی يه بارم گوشت قرمز بايد بخورم. اما از وقتی از اين خريد می کنم نمی تونم به اون مرغايی که تو قفس منتظر مرگن فکر نکنم. حالا نه که بسته بندی شده اش کشته نشده! اما شايد اونا رو با درد کمتری کشته باشن. ولی به هر حال فرقی نمی کنه. کاش می تونستم گياه خوار بشم.
بعدشم دم خونهء من فقط اين يه مرغ فروشی هست که اونم مرغ زنده نگه می داره بعد که می خوای بخری همونجا مرغه رو پخ پخ می کنه می ده دستت. من برای اينکه نبينم و نشنوم جون کندن مرغه رو، بهش می گم اِک چيکن ده (يه مرغ بده) و سريع می دوام می رم ميوه فروشی که يه کم اونور تره. اما گاهی تا من از موتور پياده شم و (گفتم کلاجم شکسته؟) اين کلاج ياردان قلی رو بر قرار کنم مرغه رو پخ پخ کرده و من رو دچار عذاب وجدان.
من نمی تونم گياه خوار بشم. اگه مرغ نخورم می ميرم. سالی يه بارم گوشت قرمز بايد بخورم. اما از وقتی از اين خريد می کنم نمی تونم به اون مرغايی که تو قفس منتظر مرگن فکر نکنم. حالا نه که بسته بندی شده اش کشته نشده! اما شايد اونا رو با درد کمتری کشته باشن. ولی به هر حال فرقی نمی کنه. کاش می تونستم گياه خوار بشم.
چند روز پیش يه لینک دیدم به اسم "زن هخامنشی الگوی زنان جهان" يا يه همچين چيزی. خود مطلب ارزش نقد نداره، يه چيزی تو مايه های سه بار زانو می زدن جلو "آقاشون" و می پرسيدن که آقا مايلن چه کاری براشون انجام بشه امروز! هاها ويا نه سالگی بايد با کسی که براشون انتخاب شده بود ازدواج می کردن يا می رفتن زندان و مجازات زائيدن بچه مرده زندانی شدن و خوردن پيشاب گاو!!! بوده و... برده های مجسم. با خودم فکر کردم بابا ما پس چقدر الان متمدن شديم خودمو خبر نداريم.
اما هيچ دقت کردين به اين که هر کی از راه می رسه سريع يه "الگو" هم برای زنان تهيه می بينه؟ انگار به يه بچه بگی از اين ياد بگير ببين برنج اصلا از قاشقش نمی ريزه!
آيا اون روزی رو می بينيم که دنيا با نيمی از جمعيت اش -که نصف ديگه جمعيت رو به دنيا مياره- مثل "صغير" رفتار نکنه؟
اما هيچ دقت کردين به اين که هر کی از راه می رسه سريع يه "الگو" هم برای زنان تهيه می بينه؟ انگار به يه بچه بگی از اين ياد بگير ببين برنج اصلا از قاشقش نمی ريزه!
آيا اون روزی رو می بينيم که دنيا با نيمی از جمعيت اش -که نصف ديگه جمعيت رو به دنيا مياره- مثل "صغير" رفتار نکنه؟
دوشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۵
ما برای نجات پاسارگاد انقدر با هم متحد هستيم که آب گيری سد رو عقب بندازيم. برای فارس موندن خليجمون چنان با هم حرکت می کنيم که انگار خود موجهای خليجيم.
اين يعنی اگه بخوايم خود اون دشتی که پاسارگاد توشه و خود اون خليج رو هم می تونيم نجات بديم.
اين يعنی اگه بخوايم خود اون دشتی که پاسارگاد توشه و خود اون خليج رو هم می تونيم نجات بديم.
جامعه جهانی به دولت احمدی نژاد اعتماد نداره. می تونيم غنی سازی رو بعد از اينکه به يک دولت معقول تر رای داديم از سر بگيريم.
غنی سازی رو متوقف کنيد! زندگی مردمی که اسير کرديد يک عمر، بر سر قدرت طلبی خودتون قمار نکنيد!
برای نجات خواستگاه پاسارگاد و خود خليج فارس تا دير نشده متحد شويم!
غنی سازی رو متوقف کنيد! زندگی مردمی که اسير کرديد يک عمر، بر سر قدرت طلبی خودتون قمار نکنيد!
برای نجات خواستگاه پاسارگاد و خود خليج فارس تا دير نشده متحد شويم!
مردم! به خدا بمب دردش از باتوم بيشتره!
سلام به همگی بعد از تقريباً يک سال.
ببخشيد که بعد از اين همه مدت با يه مطلب نه چندان فرح بخش به ديدنتون اومدم.
چند روز پيش يک اسراييلی تو نظرخواهی وبلاگ انگليسی من مطلبی نوشته که فکر می کنم لازمه همه از اون با خبر بشن. اون در قسمتی از نوشته اش می گه:
سلام به همگی بعد از تقريباً يک سال.
ببخشيد که بعد از اين همه مدت با يه مطلب نه چندان فرح بخش به ديدنتون اومدم.
چند روز پيش يک اسراييلی تو نظرخواهی وبلاگ انگليسی من مطلبی نوشته که فکر می کنم لازمه همه از اون با خبر بشن. اون در قسمتی از نوشته اش می گه:
"اوضاع خيلی خطريه و نزديکه به نقطهء غير قابل بازگشت برسه. لحن رسانه های اسرائيلی هر روز بدتر می شه. همه جا تو دانشگاه ها، اداره ها يا تو خيابون حرف از هولوکاست و درسی که يهوديها بايد از اون بگيرند هست، و اينکه اين بار نبايد مثل گوسفند بگذارند قربانی شون کنند.
خبرهايی در مورد حمله اتمی به ايران در آوريل داره از سازمان اطلاعات ارتش به بيرون نفوذ می کنه، و شايد راهی برای متوقف کردنش نباشه.
ايرانيان در گذشته دوستان ما بودند، تا اواخر دهه هفتاد. چرا ما بايد بجنگيم؟ اون هم با چنين سلاح مرگباری...مردم اينجا از تهران-هيروشيمای بعدی حرف می زنن. اين منو خيلی می ترسونه... من مطمئنم که تقريباً همهء ايرانی ها انسانهای خوبی هستن و از ما به خاطر يهودی بودنمون متنفر نيستن و نمی خوان اسرائيل رو از روی نقشه پاک کنن. چرا مردم ايران رودرروی رهبرانشون به خصوص احمدی نژاد نمی ايستن و بهش نمی فهمونن که سياست هاش داره همه رو به خطر می اندازه؟ ... من از اين می ترسم که حمله به ايران باعث خشونت در تمام منطقه شود. عده زيادی انسانهای خوب برای هيچ خواهند مرد و زندگی نابود خواهد شد.
ما بايد راهی برای جلوگيری از اين واقعه پيدا کنيم!!!
... همونطوری که شايد بدونيد، در حال حاضر اهود اولمرت نخست وزير اسرائيله. همه ديديم که او چند ماه قبل با لبنان چه کرد. فقط به خاطر دو اسرائيلی که ربوده شده بودند، او يک جنگ کامل در لبنان براه انداخت و کلی نابودی به بار آورد. عده زيادی از مردم اسرائيل معتقدند برای اينکار او توجيهی وجود نداره، و اينکه اولمرت زيادی واکنش نشون داده. و اين دقيقاً دليل نگرانی منه. اهود اولمرت کسيه که "دکمه قرمز" سلاح هسته ای اسرائيل زير انگشتشه. اگه او به خاطر دو سرباز اسرائيلی با لبنان همچين کاری کرد، فکر می کنيد در واکنش به احمدی نژاد که می خواد "اسرائيل رو از روی نقشه پاک کنه" چه خواهد کرد؟
اهود اولمرت ديوانه و خطرناک است. برای اون راحت تره که به جنگ بره تا اينکه بشينه و به عواقبش فکر کنه. و اين يکی از دلايل نگرانی منه در مورد اينکه در آوريل چه اتفاقی ممکنه بيفته.. "
دوستان، من در اين پنج سالی که وبلاگ می نويسم، هيچ وقت نه ايميل زدم که آی به من لينک بدين نه به نظرخواهی کسی رفتم برای خواننده جمع کردن. خواهش می کنم اگرمی شه صحبتهای اين شهروند اسرائيلی رو که به نظر من خيلی مهم هست توی وبلاگ هاتون انعکاس بدين. خواهش می کنم برای جلوگيری از نابودی همه مون کاری کنيد. من واقعاً می ترسم و خطر رو جدی می بينم.
بله منم می فهمم که ممکنه همه اينها شايعه سازی و بلوف باشه. اما به هر حال صحبتيه که بين مردم اسرائيل و نه فقط اونها جريان داره. من جاهای ديگه هم درباره احتمال بمباران اتمی ايران زياد شنيدم.
ما حق مسلمی که حق زندگی رو ازموت سلب کنه نمی خوايم! بابا به چه زبونی به اينها حالی کنيم؟ ما نمی خوايم تو مملکتون اورانيوم غنی بشه! نمی خوايم! مردم بلند شيد بزنيد تو دهن اين احمدی نژاد! به خدا بمب اتمی يا غير اتمی دردش از درد باتوم بيشتره!
يا حداقل به اين به اين پتيشن لينک بدين. به خاطر ايران، به خاطر خودمون و خانواده هامون. خواهش می کنم.
پ.ن: موسی قصاب رئيس جمهور ايرانی الاصل اسرائيل رو حتما می شناسيد، و احتمالا خبر داريد که به تازگی به اتهام چند تجاوز و مزاحمت جنسی از مقامش بر کنار شده. فکر کنيد اين همه وقت، از سال دوهزار او رئيس جمهور اسرائيل بوده. تازه يادشون اقتاده که از اين اخلاق های بد داره؟
بدون يک رئيس جمهور ايرانی تصميمات اينچنينی رو در مورد ايران خيلی راحت تر می شه گرفت. احتمال اش هست که اين اتهامات برای از سر راه بر داشتن او و به راحتی در مورد ايران تصميم گرفتن باشه.
بدون يک رئيس جمهور ايرانی تصميمات اينچنينی رو در مورد ايران خيلی راحت تر می شه گرفت. احتمال اش هست که اين اتهامات برای از سر راه بر داشتن او و به راحتی در مورد ايران تصميم گرفتن باشه.
وبلاگ هايی که تا حلا به اين مطلب لينک داده اند:
مرتبط:
لينک های خبری:
1-ارتش اسرائيل ايران را به حملهء برنامه ريزی شده تهديد می کند
2-هدف: ايران. آمريکا تا بهار قادر خواهد بود با ايران برخورد کند.
ساختار رزمی کنونی در خليج فارس از سوی آمريکا، امکان حملهء هوايی به ايران را برايش تا بهار فراهم می کند. با اين حال منابع آگاه معتقدند اگر حمله ای در کار باشد، احتمال دارد بهار آينده درست قبل از اينکه بوش دفترش در کاخ سفيد را ترک می کند انجام گيرد.
2-هدف: ايران. آمريکا تا بهار قادر خواهد بود با ايران برخورد کند.
ساختار رزمی کنونی در خليج فارس از سوی آمريکا، امکان حملهء هوايی به ايران را برايش تا بهار فراهم می کند. با اين حال منابع آگاه معتقدند اگر حمله ای در کار باشد، احتمال دارد بهار آينده درست قبل از اينکه بوش دفترش در کاخ سفيد را ترک می کند انجام گيرد.
اينم ترجمه شده همين خبر به فارسی: احتمال حمله آمريکا در بهار.
گاردین به نقل قول از افشین مولوی از محققین این مرکز مطالعاتی می نویسد: «این مساله که دیپلماسی شکست خورده حقیقت ندارد، چون واقعا امتحان نشده است. هر وقت ایران آماده رقص بوده آمریکا قبول نکرده و برعکس. در حال حاضر، ایران آماده است قدم در پیست رقص بگذارد ولی آمریکا جای دیگر را نگاه می کند. یک اشتباه محاسبه می تواند موجب جنگ تصادفی شود.»
گاردین به نقل قول از افشین مولوی از محققین این مرکز مطالعاتی می نویسد: «این مساله که دیپلماسی شکست خورده حقیقت ندارد، چون واقعا امتحان نشده است. هر وقت ایران آماده رقص بوده آمریکا قبول نکرده و برعکس. در حال حاضر، ایران آماده است قدم در پیست رقص بگذارد ولی آمریکا جای دیگر را نگاه می کند. یک اشتباه محاسبه می تواند موجب جنگ تصادفی شود.»
***
به علت اهميتی که اين مطلب داره، من مطالب بعد رو که پست کرده بودم دليت کردم. تصميم دارم هر لينکی که در اين مورد می بينم از سايت های خبری اينجا اضافه کنم و هر بار هم پينگ خواهم کرد. اين مسئله بسيار مهميه و نبايد به زودی فراموش بشه. من اميدوارم بقيه بلاگرها شروع کنن به گفتگو در اين مورد و هر جا پستی در مورد احتمال حملهء هوايی ببينم بهش لينک می دم.
فراموش نکنين اگر پايگاه های اتمی بمباران بشن زلزله های بدی ممکنه رخ بده.
ما بايد کاری کنيم که غنی سازی موقتاً متوقف بشه. بعد از اينکه شر احمدی نژاد کم شد به يک دولت معقول تر رای خواهيم داد و دوباره از سر می گيريمش. ما حق داريم منبع انرژی جديدی داشته باشيم، ما حق داريم پيشرفت کنيم. اما اسرائيل به شدت از ما می ترسه، می ترسه از روی نقشه واقعاً پاکش کنيم و بقيه دنيا هم به حکومت ما اعتمادی نداره و حق رو به اونها می ده. اين واقعيت امروز ما است در دنيا و بايد قدمهامون رو خيلی با احتياط برداريم چون موقعيت خيلی حساسيه.
فراموش نکنيم آدم شجاع اونی نيست که با کله می ره تو ديوار.
***
***
اشتراک در:
نظرات (Atom)