دوشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۵

ما برای نجات پاسارگاد انقدر با هم متحد هستيم که آب گيری سد رو عقب بندازيم. برای فارس موندن خليجمون چنان با هم حرکت می کنيم که انگار خود موجهای خليجيم.
اين يعنی اگه بخوايم خود اون دشتی که پاسارگاد توشه و خود اون خليج رو هم می تونيم نجات بديم.
جامعه جهانی به دولت احمدی نژاد اعتماد نداره. می تونيم غنی سازی رو بعد از اينکه به يک دولت معقول تر رای داديم از سر بگيريم.
غنی سازی رو متوقف کنيد! زندگی مردمی که اسير کرديد يک عمر، بر سر قدرت طلبی خودتون قمار نکنيد!

برای نجات خواستگاه پاسارگاد و خود خليج فارس تا دير نشده متحد شويم!


مردم! به خدا بمب دردش از باتوم بيشتره!

سلام به همگی بعد از تقريباً يک سال.
ببخشيد که بعد از اين همه مدت با يه مطلب نه چندان فرح بخش به ديدنتون اومدم.

چند روز پيش يک اسراييلی تو نظرخواهی وبلاگ انگليسی من مطلبی نوشته که فکر می کنم لازمه همه از اون با خبر بشن. اون در قسمتی از نوشته اش می گه:

"اوضاع خيلی خطريه و نزديکه به نقطهء غير قابل بازگشت برسه. لحن رسانه های اسرائيلی هر روز بدتر می شه. همه جا تو دانشگاه ها، اداره ها يا تو خيابون حرف از هولوکاست و درسی که يهوديها بايد از اون بگيرند هست، و اينکه اين بار نبايد مثل گوسفند بگذارند قربانی شون کنند.
خبرهايی در مورد حمله اتمی به ايران در آوريل داره از سازمان اطلاعات ارتش به بيرون نفوذ می کنه، و شايد راهی برای متوقف کردنش نباشه.
ايرانيان در گذشته دوستان ما بودند، تا اواخر دهه هفتاد. چرا ما بايد بجنگيم؟ اون هم با چنين سلاح مرگباری...مردم اينجا از تهران-هيروشيمای بعدی حرف می زنن. اين منو خيلی می ترسونه... من مطمئنم که تقريباً همهء ايرانی ها انسانهای خوبی هستن و از ما به خاطر يهودی بودنمون متنفر نيستن و نمی خوان اسرائيل رو از روی نقشه پاک کنن. چرا مردم ايران رودرروی رهبرانشون به خصوص احمدی نژاد نمی ايستن و بهش نمی فهمونن که سياست هاش داره همه رو به خطر می اندازه؟ ... من از اين می ترسم که حمله به ايران باعث خشونت در تمام منطقه شود. عده زيادی انسانهای خوب برای هيچ خواهند مرد و زندگی نابود خواهد شد.
ما بايد راهی برای جلوگيری از اين واقعه پيدا کنيم!!!
... همونطوری که شايد بدونيد، در حال حاضر اهود اولمرت نخست وزير اسرائيله. همه ديديم که او چند ماه قبل با لبنان چه کرد. فقط به خاطر دو اسرائيلی که ربوده شده بودند، او يک جنگ کامل در لبنان براه انداخت و کلی نابودی به بار آورد. عده زيادی از مردم اسرائيل معتقدند برای اينکار او توجيهی وجود نداره، و اينکه اولمرت زيادی واکنش نشون داده. و اين دقيقاً دليل نگرانی منه. اهود اولمرت کسيه که "دکمه قرمز" سلاح هسته ای اسرائيل زير انگشتشه. اگه او به خاطر دو سرباز اسرائيلی با لبنان همچين کاری کرد، فکر می کنيد در واکنش به احمدی نژاد که می خواد "اسرائيل رو از روی نقشه پاک کنه" چه خواهد کرد؟
اهود اولمرت ديوانه و خطرناک است. برای اون راحت تره که به جنگ بره تا اينکه بشينه و به عواقبش فکر کنه. و اين يکی از دلايل نگرانی منه در مورد اينکه در آوريل چه اتفاقی ممکنه بيفته.. "


دوستان، من در اين پنج سالی که وبلاگ می نويسم، هيچ وقت نه ايميل زدم که آی به من لينک بدين نه به نظرخواهی کسی رفتم برای خواننده جمع کردن. خواهش می کنم اگرمی شه صحبتهای اين شهروند اسرائيلی رو که به نظر من خيلی مهم هست توی وبلاگ هاتون انعکاس بدين. خواهش می کنم برای جلوگيری از نابودی همه مون کاری کنيد. من واقعاً می ترسم و خطر رو جدی می بينم.
بله منم می فهمم که ممکنه همه اينها شايعه سازی و بلوف باشه. اما به هر حال صحبتيه که بين مردم اسرائيل و نه فقط اونها جريان داره. من جاهای ديگه هم درباره احتمال بمباران اتمی ايران زياد شنيدم.

ما حق مسلمی که حق زندگی رو ازموت سلب کنه نمی خوايم! بابا به چه زبونی به اينها حالی کنيم؟ ما نمی خوايم تو مملکتون اورانيوم غنی بشه! نمی خوايم! مردم بلند شيد بزنيد تو دهن اين احمدی نژاد! به خدا بمب اتمی يا غير اتمی دردش از درد باتوم بيشتره!


يا حداقل به اين به اين پتيشن لينک بدين. به خاطر ايران، به خاطر خودمون و خانواده هامون. خواهش می کنم.

پ.ن: موسی قصاب رئيس جمهور ايرانی الاصل اسرائيل رو حتما می شناسيد، و احتمالا خبر داريد که به تازگی به اتهام چند تجاوز و مزاحمت جنسی از مقامش بر کنار شده. فکر کنيد اين همه وقت، از سال دوهزار او رئيس جمهور اسرائيل بوده. تازه يادشون اقتاده که از اين اخلاق های بد داره؟
بدون يک رئيس جمهور ايرانی تصميمات اينچنينی رو در مورد ايران خيلی راحت تر می شه گرفت. احتمال اش هست که اين اتهامات برای از سر راه بر داشتن او و به راحتی در مورد ايران تصميم گرفتن باشه.

وبلاگ هايی که تا حلا به اين مطلب لينک داده اند:
مرتبط:
لينک های خبری:
اينم ترجمه شده همين خبر به فارسی: احتمال حمله آمريکا در بهار.
گاردین به نقل قول از افشین مولوی از محققین این مرکز مطالعاتی می نویسد: «این مساله که دیپلماسی شکست خورده حقیقت ندارد، چون واقعا امتحان نشده است. هر وقت ایران آماده رقص بوده آمریکا قبول نکرده و برعکس. در حال حاضر، ایران آماده است قدم در پیست رقص بگذارد ولی آمریکا جای دیگر را نگاه می کند. یک اشتباه محاسبه می تواند موجب جنگ تصادفی شود.»
***

به علت اهميتی که اين مطلب داره، من مطالب بعد رو که پست کرده بودم دليت کردم. تصميم دارم هر لينکی که در اين مورد می بينم از سايت های خبری اينجا اضافه کنم و هر بار هم پينگ خواهم کرد. اين مسئله بسيار مهميه و نبايد به زودی فراموش بشه. من اميدوارم بقيه بلاگرها شروع کنن به گفتگو در اين مورد و هر جا پستی در مورد احتمال حملهء هوايی ببينم بهش لينک می دم.
فراموش نکنين اگر پايگاه های اتمی بمباران بشن زلزله های بدی ممکنه رخ بده.
ما بايد کاری کنيم که غنی سازی موقتاً متوقف بشه. بعد از اينکه شر احمدی نژاد کم شد به يک دولت معقول تر رای خواهيم داد و دوباره از سر می گيريمش. ما حق داريم منبع انرژی جديدی داشته باشيم، ما حق داريم پيشرفت کنيم. اما اسرائيل به شدت از ما می ترسه، می ترسه از روی نقشه واقعاً پاکش کنيم و بقيه دنيا هم به حکومت ما اعتمادی نداره و حق رو به اونها می ده. اين واقعيت امروز ما است در دنيا و بايد قدمهامون رو خيلی با احتياط برداريم چون موقعيت خيلی حساسيه.
فراموش نکنيم آدم شجاع اونی نيست که با کله می ره تو ديوار.

***
امين زاده: اگر قرار بود کاملا اقتصادي نگاه کنيم، بايد از نيروگاه بوشهر هم دست مي‌کشيديم و به فکر نيروگاه هسته‌اي جديد هم نمي‌بوديم، زيرا نيروگاه بوشهرتاکنون شايد هزينه‌اي در حدود 7 تا 10 ميليارد دلار بر کشور تحميل کرده است. با اين رقم مي توانستيم به جاي يک نيروگاه هزارمگاواتي، 20 تا 25هزار مگاوات نيروگاه سيکل ترکيبي بسازيم. درعين حال معتقدم بايد نيروگاه بوشهر را تمام کنيم وحداقل فعلا با تفاهم با دنيا يک يا دو نيروگاه کاملا پيشرفته هسته‌اي ديگر هم داشته باشيم. چرا كه با داشتن اين نيروگاه‌ها موقعيت هسته‌اي خودمان را نهادينه مي‌کنيم. اما اگر معناي اين سخن اين است که به خاطرکوتاه نيامدن در مساله هسته‌اي، هستي کشور را در معرض خطر قرار دهيم، حتما با آن موافق نيستم.
***

بايگانی وبلاگ