پدر سينا مطلبي رو گرفتن فقط چون پدر سينا مطلبيه... ساكت نمونيم.
*****
سر كلاس زمين شناسی ، وقتى استاد از توضيح دقيق چگونگی باريدن برف طورى كه همه بهفمند عاجز می مونه، من به ياد روزهاي برفی، برفهاى پرپری و بخارى نفتی قديمى كلاس، و بچه هايى كه به جاي تخته سياه به شوق تعطيلى فردا به سفيدى اونها ذل زده ان.. مى بارم.
دلم می خواد بلند شم برم پاي تخته، بگم برف اين شكليه، تو شهر من برف مياد، در خونه’ ما آبيه، شيشه هاش قرمز و سبزن. بابام می ره بالا پشت بوم برفها رو پارو می کنه منم باهاش می رم اما زود سردم می شه و می رم دم بخاری..عصر وقتی با يه كاسه پر از برف ميام خونه، مادربزرگم توش برام شربت آلبالو كه خودش درست كرده مي ريزه..
*****
من هم از روز دوشنبه تا هر وقت كه دوباره بيام كافي نت اسم وبلاگم رو به "امروز" تغيير مي دم و خبر ها رو منعكس مى كنم.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
سپتامبر
(12)
- استراق سمع اجباری... ببين چی بهت می گم. سعی کن هم...
- ديروز جشن تولد خدای فيل سر با مراسم رنگ پاشی مردم ...
- نشريه های زنان هميشه جزو اولين سانسور شده ها هستند...
- چند روزه تولد يکی از خداهای هندی هاست (نمی دونم شا...
- دوست من نگران فرديت من نباش. کارم شايد جالب نباشد،...
- ديروز با اينکه فرداش يعنی امروز امتحان خفنی داشتم ...
- تا آخر اين هفته، اسم وبلاگمو به يکی از سايت های خب...
- نمی خوام نمی خوام نمی خوام!من نمی خوام. من همينم ک...
- امروز او میخواهد صدای وبسایتهای اصلاحطلب به گ...
- پدر سينا مطلبي رو گرفتن فقط چون پدر سينا مطلبيه......
- تقاضاي تلفن كرده بودم و قرار بود بعد از دو سه روز ...
- چند هفتهء ديگه پرکتيکال جانورشناسيم مي رسه به سوسک...
-
▼
سپتامبر
(12)