دوست من نگران فرديت من نباش. کارم شايد جالب نباشد، مثل خيلی کارهای ديگرم که شايد اشتباه باشد. اما اين تصميم فرد خودم بود که چند روز اسم وبلاگم رو عوض کنم. اسم خودم رو هم اگر عوض می کردم فرديتم سر جاش باقی بود.
فرديت من وقتی مورد تهديد قرار می گيره که کسی بخواد مجبورم کنه مطابق سليقهء او رفتار کنم، آنطور که او می پسنده لباس بپوشم، جاهايی که ديگران فکر می کنند برايم مناسب نيست برايم ممنوع باشد و خيلی چيزهای ديگر..
می دانی که چه می گم؟ از روسری حرف می زنم ( يا روسری يا توسری رو يادت هست؟ ) از در بستهء ورزشگاه آزادی به روی خودم حرف می زنم.. و اينکه نمی تونم توی شهر خودم دوچرخه سوار بشم.. نمی تونم موتور داشته باشم.. هيچ غلطی نمی تونم بکنم که فرديتم رو نشون بدم.
می فهمی چی می گم؟؟؟
در ضمن اينم آدرس جديد گويا. فردا اسم وبلاگمو می ذارم گويا.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
سپتامبر
(12)
- استراق سمع اجباری... ببين چی بهت می گم. سعی کن هم...
- ديروز جشن تولد خدای فيل سر با مراسم رنگ پاشی مردم ...
- نشريه های زنان هميشه جزو اولين سانسور شده ها هستند...
- چند روزه تولد يکی از خداهای هندی هاست (نمی دونم شا...
- دوست من نگران فرديت من نباش. کارم شايد جالب نباشد،...
- ديروز با اينکه فرداش يعنی امروز امتحان خفنی داشتم ...
- تا آخر اين هفته، اسم وبلاگمو به يکی از سايت های خب...
- نمی خوام نمی خوام نمی خوام!من نمی خوام. من همينم ک...
- امروز او میخواهد صدای وبسایتهای اصلاحطلب به گ...
- پدر سينا مطلبي رو گرفتن فقط چون پدر سينا مطلبيه......
- تقاضاي تلفن كرده بودم و قرار بود بعد از دو سه روز ...
- چند هفتهء ديگه پرکتيکال جانورشناسيم مي رسه به سوسک...
-
▼
سپتامبر
(12)