بهترین دوست هندیم که همکلاسی هم بوديم امروز رفت تاميل دامپزشکی بخونه. يه دختر هندوچينی مسيحی از ايالت آسام که تو اين مدت که همو شناختيم سعی خودش رو کرد منو به راه راست هدايت کنه.
می گه تا حالا بايبل خوندی؟ می گم آره، اما از موضعش در مورد زنان خوشم نيومد.. با انعطاف لبخند می زنه...
می گه من هميشه توی دعاهام برای تو هم دعا می کنم. آخه تنهايی زندگی کردن خيلی سخته. کاش يه روم ميت داشتی... می گم نگران من نباش، اژدها تنها خوشبخت تره، به نشونهء شوخی بودن حرفم يه چشمک هم حواله می دم..
می گم می ری تاميل مواظب سونامی باش، می گه مهم نيست، هر جا برم خدا با منه، و با آرامش لبخند می زنه.
***
حيف اون همه هويجی که اين همه سال باهاش اينو درست نکردم... احساس می کنم همهء هويجای عمرمو تا حالا حروم کردم.
ان.جی جون، يه غذای معرکهء هندی طلبت! (دوست هم نداشه باشی به زور بايد بخوری. نمی شه که!)
تولد و لپ تاپت هم با هم مبارک. من اون روز انقدر حواسم به دستور کيک هويج بود نديدمش. فکرهای بد و خطرناکم از سرت بيرون کن.. زندگي همين نفسش فقط ارزش داره. يه روزی همه آخريشو می کشيم و بعد برای هميشه هيچ... هيچ مطلق. پس هيچ شادی ای و هيچ غمی و هيچ ترسی اونقدرها بزرگ نمی تونه باشه.. می دونی چی می خوام بگم؟
پ.ن: من هويج رو دو برابر کردم و شکر اصلاً نريختم. برای ذائقه های کم شيرين دوست معرکه می شه. با گردو کشمش هم ريختم، اونم بد نمی شه اگه کشمش دوست دارين.
پ.ن2: همه اش يه طرف عطر دارچينش يه طرف...
***
ديشب خواب می ديدم دوساعت دارم لباس می پوشم. با يه عده که نمی شناختم مهمونی گرفته بوديم و لباسه انقدر قشنگ بود (با کفشای برق برقی) که بيدار که شدم کيفور بودم. با اين وضع ديسکوهای مهاراشترا که نمی دونم چرا يه مدته دوازده تعطيل می شن، و ناياب بودن مهمونی اين خواب خيلی ذوغ آفرين بود.
***
اجارهء نيمهء دوم سالو يه جا دادم و تا فوريه از صابخونه خبری نيست... نفس راحت.. قدر خونه تونو بدونين اگه مستأجر نيستين. تو خونهء يکی ديگه زندگی کردن خيلی حس جالبی نداره. اصفهانيا اول از هر کاری سعی می کنن برای خودشون يه خونه دست و پا کنن، اينو از يه دوست اصفهانی شنيدم. بعد با خيال راحت می رن سراغ کسب و کار و با اون زرنگی خاص خودشون و با صرفه جويی به زندگيشون هر روز وسعت می دن.
يه بلايی که دنيای سرمايه داری سر آدم مياره مکيدن همهء شيرهء زندگی با رواج دادن مصرف گرايیه. با اين هيولا فقط با دانش و آگاهی می شه مبارزه کرد، نه با انقلاب و ديکتاتوری های کارگری به وجود آوردن. با ديدن يه تبليغ تلويزيونی اگر آگاه باشيم چه پيامهايی دقيقاً قراره بهمون ديکته بشه، ديگه گولش رو نمی خوريم و تنها بالای چيزهايی که واقعاً نياز داريم سرمايه مون رو خرج می کنيم.
يه کتاب جديداً اومده نمی دونم ايران ترجمه شده يا نه. فکر می کنم هر کسی بايد بخونه. اسمش هست "rich dad, poor dad خيلی قشنگ به آدم آگاهی می ده در مورد پول و اقتصاد، روش منو که کاملاً عوض کرده.
***
اين خيار چنبرهای ناهنجار تو اين بارون هيچ کار ديگه ای جز رشد کردن ازشون انگار بر نيومده...
اين جون ميده برای اونايی که دوست دارن نقاشی بکشن و شعرهای سهارب سپهری رو تو حاشيه اش بنويسن...
اين کاکتوس سه متری هم تقديم به تيلا خانم
پ.ن: هر گونه رشوه دهی در زمنيهء مسابقهء اسم مظفره خانم دختر تيلا خانم که قرار ماه آينده تشريف بيارن دنيا به منظور برنده شدن اسم پيشنهادی بنده يعنی آناهيتا که خيلی قشنگه و نيازی به رشوه دادن و اين حرفام نداره شديداً تکذيب می شود.
اينم تقديم به آقای قمشه ای که فرموده بودن فقط هنر متقارن هنره بعدشم اضافه نمودن اصلاً خدا متقارنه.
پ.ن:جمعی از هنر دوستان بالای ديوار به دنبال ابراز نگرانی در مورد مختصر گرفتگی صدای آقای قمشه ای در آخرين سخنرانی بيانه ای صادر کردند به اين مضمون: اوا آقای قمشه ای خدا مرگمون بده هنوزم بدون کلاه سخنرانی می فرمايين؟ يه وقت کلهء مبارک سرما نخوره! فکر خودتون نيستين فکر ما باشين تو رو خدا...
خونهء پا درختی
می گن طبيعت حق خودشو می گيره.. اينم ثابتش: خونه ای که داره تو پيچک ها غرق می شه.
***
من حالم خيلی گرفته است.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2005
(91)
-
▼
اوت
(6)
- رستوران ايرانی ها که می ری، طرف زورش مياد بهت سروي...
- -خاله دم قرمزی، بنزين منو ندیدی؟-وا! چه حرفا! من ا...
- لنس آرمسترانگ نویسندهء live strong می گه:سرطان بهت...
- بهترین دوست هندیم که همکلاسی هم بوديم امروز رفت تا...
- همبستگی با مردم کردستان(ترجيح می دم به انتخاب خودش...
- این لینک گوریلا گرلز رو که گذاشتم بالای دیوار تا ح...
-
▼
اوت
(6)