چند سال پيش نزديک عيد با يکی از دوستام تصميم گرفتيم توليدات هنريمون رو مستقيماً کنار پياده رو عرضه کنيم.
برخورد مردم جالب بود و خيلی متنوع. يکی می خنديد و بهمون سلام می کرد، يکی تا لحظهء آخر که می خواست رد بشه با چشمهای گرد شده بهمون زل می زد.. اين وسط يکی دوتا برخورد ناخوشايند هم پيش اومد. نمی دونم می تونيد تجسم کنيد؟ چهرهء کسی رو که با وحشت اخم کرده و با تکون دادن سر از شما می پرسه که چرا؟ يا يعنی چی؟ زنی که انگار کار ما رو يه جور بی عفتی می دونست يا نمی دونم چی، خلاصه يه جوری کار ما براش قابل قبول نبود. يکی از دوستهای قديم هم که مارو ديده بود اصرار داشت که پشت هم بپرسه اگه "مشکل مالی" داشتيم چرا اون رو در جريان نگذاشتيم!
يه بار دوستم به رهگذر حيرت زده ای که چشم ازمون برنمی داشت چشمک زد و گفت:
انقلابی در زمينهء اشتغال زنان!
شما اگه بوديد با ما چطوری برخورد می کرديد؟
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
ژانویهٔ
(22)
- يه گردنبند هديه گرفتم. از شاخه بيد و مهره های ريز ...
- Man Too Dahan e in Template MizanaM !!
- قسمتی از يک آف لاين: به محض اينکه ديپرشن موضعيم خو...
- رسماً حوصلهء هيچ کاری ندارم. دلم می خواد پتو رو بک...
- با لهجهء لولويی بخونين : کوچولو بيا می خوام برا...
- پاستيل خرسی ليشوی عشوه ای ايکبيلی گردويی get_comm...
- آقا آن کوه آخری که ما رفتيم يک بار ديگر به ما و دي...
- می گه : اين خانم يا آقای ايکبيل گردويی که می گی کی...
- ببين دختر جون، توی رفتار تو چيزی هست که يه بخشی از...
- می گفت نه نه بگو نخود چياش دو آتيشه باشه.. تو از...
- کسی رو می شناسين که بخواد به عنوان مدل (برای طراحی...
- چند سال پيش نزديک عيد با يکی از دوستام تصميم گرفتي...
- لحظهء حساس !
- ماهی : پُک عميق به سيگارش مي زد و هميشه خيلي زودت...
- تنهايی زيادم بد نيست.. اگه بتونی بدونی که همهء ذرا...
- دوستم "ر" که چند شب پيش گفتم، از صبح هرچی می خواد ...
- اينايی که نصف مرد ارث بردن زن رو بر اساس مسؤليت مر...
- پاستيل خرسی منو نديدين؟ get_comment_link(8)نظر بد...
- ديشب رفتم خونهء "ر" يکی ازدوستام که تازه کامپيوتر ...
- داشتم ناخن هامو می گرفتم، ياد اون چناره افتادم که ...
- از اين سايت رايل که نوشی معرفی کرده يه صفحه ش آخر ...
- نفسه اومده بود و داشت می رفت و منم داشتم نگاهش می ...
-
▼
ژانویهٔ
(22)