پنجشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۱

روغن نباتی خوب هيدروژنه نشده بود و مقداريش به صورت مايع باقی مونده بود. مرد در حلب رو باز کرد و هر دو نگاهی به داخلش انداختند. زن گفت: روغنش تازه ست. با قاشق چوبی همش زد و دوباره گفت: خيلی روغنش تازه ست..
مرد از سر رضايت لبخند زد.
زن برای ناهار زرشک پلو با مرغ درست کرد.



بايگانی وبلاگ