يه نمونه از قشر نه چندان فقیر اما زحمت کش هند. شغلشون باغبانی است، پس تحصيلات چندان بالايی هم نباید داشته باشن. اما می تونی به راحتی، با لبخند، ازشون بپرسی که می تونی عکس بگيری يا نه، با خوشرويی جواب مثبت می دن، برات لبخند هم می زنن، بدون اينکه ذره ای، لحظه ای برخوردشون "جنسی" بشه.
وقتی داشتم ازشون دور می شدم، ياد اون روزی افتادم که داشتم پياده جايی می رفتم، تهران. يادم اومد يه نفر از توی ماشينش داد زد: بيست نومن بسه؟ يادم اومد که من طبق معمول اون روزها اخموترين ماسکم رو زده بودم تا بگم فاحشه نيستم، اما مدتی بود اون ماسک هم ديگه کار نمی کرد.. يادم افتاد اون باری که سوار پيکان مسافر کش شدم و پيشنهاد راننده رو شنيدم، اون دفعه که مردی به همراهش گفت به نظرش چقدر می ارزم.. و يک بار ديگه يادم افتاد چرا انقدر اين شهر آروم و شلوغ و بارونی رو دوست دارم..
پ.ن: معنی این نوشته اين نيست که کسی اينجا برای date کردن به آدم پيشنهادی نمی ده.
اما برخوردها خيلی متفاوته از اونچه بين ايرانی ها ميبينيم. حتی جمع ايرانی های دانشجوی اينجا، نه به غلظت و شدت و داخل ايران، اما همون الگوی توهين آميز رو دنبال می کنن، همون نگاه های زهر آلود و پر از چرک "داوری" رو به سرتاپات می ندازن و راجع به خصوصی ترين مسائلی که ممکنه تو زندگی تو به عنوان يک موجود زنده وجود داشته باشه نظر می دن.
هندی ها هم مثل ما سنتی هستن. حتی خيلی کمتر از ما وارد دورهء گذار شدن. شايد فقط جمع کوچک "باليوود" تازه تکانی به خودشون داده باشن و قشر مرفه هند که لايهء نازکی رو تشکيل می دن. اما بين همين قشر متوسط که سنتش می چربه به همه چيزش، برخوردها خيلی خيلی دوستانه تر و محترمانه تر از اونی هست که بين ما اتفاق می افته.
***
کدوم بی مزه ای منو بی خودی پينگ کرده بود؟
***
تو اين هوا پورتريکو انقده مزه می ده ه ه ه... عکس بعدی، اين برگ غول آساست، و چتر من به هيچ وجه چتر نقلی ای نيست!
کسی می دونه چرا اين درختا ريشه شون می ره رو سرشون؟
***
باورتون می شه پسره تو کافی نت داشت خود ارضايی می کرد؟ تصور کن بغل دست منم نشسته بود اَی ی ی.... نمی شد عکس ها رو پرينت می گرفت می برد خونه اش هر کار دلش می خواست می کرد؟
پسره رو می شناسم. جنوبيه. تو کافه يه بار گير داده بود به يکی از دوستای من و درددل از همخونهء هنديش می کرد. آخر حرفهاش هم گفت می شه من گاهی شما رو ببينم و باهاتون درددل کنم؟
تصورشو بکن..
***
ديشب بی بی سی نمايشگاه "امپراطوری فراموش شده" رو نشون داد، به همراه يه موزيک ايرانی (نی).. حداقل نمرديم و يه بار صدای گزارشگر يه رسانهء خارجی رو شنيديم که اسم ايران رو با تحسين به زبون آورد.. با دل زخمی و کمی هم غرور، اما بی اميد نگاه می کردم.
فکر کردم کاش آرامگاه کورش و تخت جمشيد رو هم می شد کند برد گذاشت تو موزه ای چيزی، دور از اينجا، دور از گلسنگ ها و خطر زير آب رفتن برای هميشه. دور از اين
خوره های هر چی خوبی..دور از اين طاعون های ناگزير.
***
نسل الان رو نمی دونم چطوری بچه تربيت می کنن.. اما در کل با بچه های پسر و دخترمون خيلی متفاوت رفتار می کنيم. حاضريم پسرمون از دختر مردم "استفاده اش" رو بکنه و دخترمون رو حبس می کنيم تا پسر مردم ازش "استفاده" نکنه.
نمونه اش همون فاميل خودمون که يه بار نوشتم سر بحث آرايش مردها نزديک بود با من حسابی قاط بزنه. اون روز نوهء اين آقا هم خونه شون بود. پسره حدودای بيست سالشه. با دوست دخترش بحثش شد تلفنی، و وقتی از اتاق بيرون اومد دلخور و دمق بود. بابابزرگش زد پشتش و با يه لحن رضايتمندانه ای گفت: حالا کدومشون بود پسرم؟
(فک منو داشته باشين) اين آقا دو تا دختر داره که هردوشون ازدواج کردن. هيچ وقت اجازه نداشتن با کسی دوست باشن البته بزرگه آخر با دوست دانشگاهيش ازدواج کرد، اما هيچ وقت نتونست ازش جدا بشه (در حاليکه خيلی دلش می خواست اينکارو بکنه). خلاصه خيلی محدود بودن. اما به نظر آقا اين افتخار بود اگه نوه اش چندتا دوست دختر داشته باشه.
دخترها اينطوری باور می کنن که بی ارزشن، ناخودآگاه خودشون رو در حد اشياء پايين ميارن. روش تربيتی مون رو بايد عوض کنيم. نگاهمون رو هم.
***
کباب ديگی با کته.. از اون کباب ديگی های پر از رب............
***
اين پست هم که شد سرتاپا حسرت.. احتمالاً مال بی گازيه. می گن شکم گرسنه عاشق نمی شه، اما انگاز شکم پر از جوانه و هويج و کاهو پر حسرت می شه!
پاشم برم اين کالباس فروشيه ببينم دنيا دست کيه.. هر کسی رو بهر کاری ساخته اند، ما رو هم از برای خام خواری انگار نساخته بيده ن.
***
يه کرمی هست به اسم ليچ، که انگل خارجی موجودات ديگه است. اگه کسی پاشو بکنه تو لجنی که اين کرم توش کمين کرده، دهان مکنده اش رو می چسبونه به پوستش و خونش رو می ممکه. آره، همون زالوی خودمون.
قديمی ها باور داشتن که مکيده شدن خون توسط اين کرم خاصيت درمانی داره. اما آدمی که منو ياد اين کرم می ندازه، هيچ خاصيتی نداره.
***
من از حالا تا بيست اکتبر احتمال داره به روز نکنم چون امتحان داشته بيدم. شايدم يهو داغ کردم و ظرفيتم تموم شد و به روز کردم.