تعطيلات ديوالی را چگونه گذرانديد:
ما در تعطيلات ديوالی نشستيم سر تشت رخت چرکای يه ماه مونده مونو شستيم و سپس يه تاقار آلوگبی پختيم.
دوشنبه:
يه چيز آزاردهندهء اينجا گداهايی هستن که انگشت توی پک و پهلوت فرو می کنن که يالا پول بده. می دونم اينکه خونه نداشته باشی يا به هر حال فقير باشی ناراحت کننده اس و آدم ممکنه نسبت به کسانی که اين وضع رو ندارن احساس خشم بکننه اما مگه تقصير ديگرانه؟ هزارتا زن ديدم اينجا از روی احتياج حتی کار ساختمانی می کنن با همون ساری ها تو گرما و سرما تشت پر از سنگ بلند می کنن آجر پرت می کنن و ديوار می چينن. خوب تو هم برو کار کن که تلافی شو سر من در نياری و به شکل يه کيسه پول نبينيم که بايد با انگشت گره شو باز کرد. تصميم گرفتم ايندفه هر کی اينکارو کرد انگشتشو بگيرم بپيچونم حالش جا بياد.
***
سه شنبه:
"آلوگبی" يه غذای هندی خيلی ساده اما خوشمزه است که خيلی هم زود آماده می شه. آلو به هندی يعنی سيب زمينی و گبی يعنی گل کلم. موادش لازم نيست زياد دقيق باشه فقط يه کاری کنين ميزان سيب زمينی و گل کلم تقريباً برابر باشه.
مواد لازم: سيب زمينی، گل کلم (خورد شده نه زياد درشت و نه خيلی ريز)، يک پياز متوسط، گوجه فرنگی، آرد (تا يک قاشق غذا خوری) جعفری يا شمبليلهء خورد شده يه کم تا يه خورده. فلفل يا ادويهء هندی از هيچی تا يه تاقار.
پياز رو تفت بدين (اگر پياز رنده يا کرش شده باشه بهتره) هنوز پياز سفيده گل کلم ها رو اضافه کنين و بذارين خوب با هم تفتيده بشن. بعد نصف تا يک قاشق غذا خوری آرد بهش اضافه کنين يه کم بعد سيب زمينی ها رو که مکعبی بريدين اضفه کنين و يه کم که تفت خورد گوجه فرنگی رو بريزين. من برای يه دونه سيب زمينی درشت و همون قدر گل کلم يه دونه گوجه کرش -يا رنده- می کنم. اگه گوجه اش زياد باشه ترش می شه و اين غذا نبايد ترش باشه. من موقعی که می خوام گوجه رو کرش کنم ادويه رو هم می ريزم روش با نمک توی مخلوط کن. اينجوری خوب قاطی می شه.
يه خورده که همه چی با هم چرخ خورد و آب گوجه رفت که تموم شه، آب اضافه کنين نه خيلی تا جائيکه روی مواد رو بپوشونه. حدود سه ربع طول می کشه تا بپزه. دو قل مونده به آخر جعفری/شمبليله رو اضافه کنين.
دقت کنين که غذا نبايد آبکی باشه. اگه ديدين آبش زياده با در باز و شعلهء زياد بذارين آبش کار بره.
***
چارشنبه:
يه جايی خوندم که غذاهای وج خوردن احتمال سرطان پستان رو خيلی کاهش می ده. خودم خيلی احساس بهتری دارم وقتی غذاهای اين مدلی می خورم تا گوشت و مرغ. البته هفته ای دو بار رو غذاهای گوشتی می خورم. من دقت کردم ميون زنهای هندی اضافه وزن دار کمه و پی سی او تقريباً ناياب. پی سی او يه مدل کيست زائی تخمدانه (يه هفت هشت باری راجع بهش نوشتم اما اينو واسه اونايی که تازه دارن وبلاگمو می خونن می گم) که ورزش و غذاهای سبک و پرويتامين براش خيلی خوبه در عوض چاقی، غذاهای چرب و چيلی و پروتئين زياد به خصوص اگه همراه هيدروکربن مصرف بشه و همينطور استرس براش سمه.
اينه که فکر می کنم برای همه اما به خصوص برای خانم ها بهتره که بيشتر غذاهای وج بخورن. اما با وجترين شدن بچه ها مخالفم. بچه ها حتماً بايد بهشون پروتئين کافی برسه چون روی هوش و استخوان بندی و رشد اثر مسقتيم داره. اينو گفتم چون می بينم هندی ها استخوان بندی ضعيفی دارن و پير که می شن پاهاشون پرانتزی می شه. اينطور که من برداشت کردم زياد هم در هوش و ذکاوت درخشان نيستن.
پ.ن: خودآزمايی پستان رو انجام دادم اما دلم ضعف رفت و تا دو ساعت هم دست و پام شل بود. برای شمام همين قدر ناخوشاينده؟ از فکر اينکه اين معاينه رو تکرار کنم حالم بد می شه. اگه شمام همين احساس رو دارين بگين يا اگه ندارين منو راهنمايی کنين لطفاً.
پ.ن2: فرض کن من اين وسط اگه مريض پريض بشم چه خاکی بايد به سرم بريزم تنهايی؟
پ.ن3: برای کسانی که اين مدل تخمدان کيست زا دارن خيلی بهتره که از شيرينی های طبيعی مثل عسل استفاده کنن تا کيک و انواع شيرينی های قنادی.
***
پنجشنبه:
می دونم هنوز معنی نافرمانی مدنی و طرز استفاده از اون رو برای گرفتن حقمون نمی دونيم. می دونم هنوز تو مرحله ای هستيم که فکر می کنيم يه نفر بايد بياد نجاتمون بده. می دونم بعضی هامون "سطح دانش" مخالفينمون رو با غلط تايپيشون اندازه می گيريم. اين رو هم فهميدم که مردم "آدم خاکی" رو به "اصلاحات" و "سهام" و "رضاخان اسلامی" ترجيح می دن.
اما آخه تو رو خدا شمايی که رای دادين، نمی شد به يکی می دادين که حداقل بفهمه معنی حرفی که می زنه چيه؟
***
جمعه:
اولين معلم طراحيم می گفت موقع طراحی هيچوقت از پاک کن استفاده نکنين. پاک کن برا نقاش فحشه. يکی از دوستای گرافيکی سال بالايم هم اصرار داشت که طرحی که اشکال داشت رو بايد بندازی اونور يکی ديگه کار کنی. اما من به ياد ندارم هيچ وقت طرح اوليهء يه نقاشی رو تکرار کرده باشم. ممکنه يه اتود کوچيک اولش بزنم که ترکيب بندی کلی رو به دست بيارم، اما سر اشکالهای کوچيک دوباره از نو شروع نمی کنم. کی حال داره؟ انقدر آدم اول که نقاشی هنوز پا نگرفته و واسه خودش کسی نشده هول و ولا و هيجان داره که اگه بخواد از اول شروع کنه سکته می کنه (مثلاً می گما). اما هميشه ياد اون حرف پاک کن فحشه می افتم و موقع تصحيح يه کم نا خودآگاه خودمو فحش می دم و بعدش هم به روی خودم نميارم.. يه جور ديونگی بی آزار.
***
شنبه:
اينو که ديدم ياد دو سال و نيم پيش افتادم و قبل از جنگ عراق و واکنش مردم دنيا برای جلوگيری از شروعش..
بعد از طوفان کاترينا سی ان ان رو که می ديدم تنها چيزی که مردم می گفتن اين بود که الان سربازهای ما بايد اينجا می بودن و سريع از عراق خارجشون کنيد. تو اين شرايط فکر نمی کنم حالا حالا خطر حمله نظامی به ايران وجود داشته باشه چون شرايطش فراهم نيست. حملهء اتمی هم به اين الکی ها نيست که به خاطر حرف احمقانهء کسی پيش بياد. با اين وجود نگرانم و ناخودآگاه منتظر يه خبر خيلی بد.. هرچند فکر می کنم زمانش خيلی نزديک نخواهد بود.
***
يکشنبه:
هر جا که فقر حاکم هست کودکی هم هست که حقوقش زير پای بزرگترانی له بشه که سعی می کنن با سوء استفاده از او پول در بيارن. نمونهء ايرانيش مردی بود که دست پسر بچهء بی گناه خردسال رو می گذاشت زير چرخ ماشين (به قول مامانم بميرم الهی) بعد هم استفاده از خرافات مذهبی مردم که اين نظر کرده است و چيزيش نمی شه. اين هم نمونهء هنديش.
قبل از اينکه اين عکس رو بگيرم دختر بچه شديداً داشت تاب می خورد وسط طناب اما بالاخره تعادلش رو به دست آورد و به سمت ديگه رسيد. زير طناب هيچ چيزی گذاشته نشده تا در صورتی که بچه تعادلش رو از دست داد دست و پاش نشکنه و آسيب نبينه.
اين آقا هم همينطور که مشاهده می کنين منتظره تا برای به خطر انداختن جون دختر بچه از مردم جايزه بگيره.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2005
(91)
-
▼
اکتبر
(6)
- تعطيلات ديوالی را چگونه گذرانديد:ما در تعطيلات ديو...
- جمعه:آخيششششششش.. امتحانای ايکبيری تموم شد و الان ...
- جمعه: قيمهء نذریتو فصل بارونی، چند جای ديوار از يه...
- سه شنبه:هميشه آدمهايی با توجيه هايی شبيه به اين هم...
- از نوشته های قبل ام در مورد پردهء بکارت:آيا شما هم...
- جمعه:داشتم می اومدم خونه، يه دونه از اين ساندويچ ک...
-
▼
اکتبر
(6)