چهارشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۸۱

من پنج روز نيستم. می رم آخرين دورهء ويپاسانا که امسال توی ايران برگذار می شه. اين دفعه دامّا ورکرم.
می خواستم در مورد مطلبی مربوط به هفدهم اکتبر که توی صفحهء دوم وبلاگ عمومی راجع به "عفونت" نوشته شده بود - و من تازه ديدمش - چيزی بگم که وقت نيست. فقط اينو بگم که من نه يک دختر معصوم، يک انسان عادی هستم و انتظار دارم مثل يک انسان عادی باهام رفتار بشه. همين پاکی و ناپاکيه که کار دستمون داده و باعث می شه دائم مورد ارزيابی قرار بگيريم. معصوميت - مرتکب گناه نشدن - چيزيه که هرگز ادعای من نخواهد بود.



بايگانی وبلاگ