یکشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۲

اينروزا هر وقت تلويزيون رو می گيرم می خوام عق بزنم.
بابا ديگه هيچ دختری با شنيدن اسم خواستگار دستپاچه نمی شه!!! هيچ کس آرزوی بزرگش عروسی کردن نيست! مگه ديونه ست آخه آدم؟
هيچ مونگولی با نامحرم که حرف می زنه سرش رو پايين نمی ندازه!
آدمها انقدر سطحی و کسخل و عاشق دين و ايمون نيستن!! نيستن می شنوين؟؟
حالم از اين همه ريشی که نشون می دين به هم می خوره متوجه می شين؟ يه ريش کم پشت اقلن نشون بدين گاهی وقتها واسه تنوعم که شده!
نمی خوام پای سخنان عالمانه و هشدارهای عقوبتی هيچ آخوند يا زن چادری بشينم!
نمی خوام هيچ ميز گرد حکيمانه ای ببينم!
دلم نمی خواد تور بافی و گل مصنوعی و آشپزی ياد بگيرم! يا اون شمع های بستنی و همبرگری تهوع آورتونو!
راجع به فلسطين و عراق نمی خوام چيزی بدونم لعنتيا!
ديگه نمی خوام از جنايتهای آمريکا بشنوم!

نمی خوام سريال آدمهای زاهد معاب تسبيح به دست رو ببينم که با صدای اذان حالشون دگرگون می شه و وقتی می رن که درو باز کنن روی چاقچورشون يه چادرنماز اضافی می پوشن! آدمهای واقعی رو نشون بدين متقلبا!
نمی خوام زن احمقی رو ببينم که حاضره کور بشه که بچه دار بشه! اين دروغه يه دروغ کثيف!

شده يه بار راجع به تاريخ هنر اروپا يا آمريکای جنوبی حرف بزنين؟ فقط مينياتور اسلامی آدمه؟ هنر فقط به تزيين مسجد و خوشنويسی خلاصه می شه؟ مانی نقاش اخه؟ کسی که کنکور هنر نداده باشه نبايد اين نقاش ايران باستان رو بشناسه؟ تلويزيون اين «قوی ترين رسانه» نبايد در خدمت آموزش مردم توی همهء زمينه ها باشه؟
هنر معاصر دنيا رو نمی خواين هيچ وقت معرفی کنين؟
چی می شه يه کارتون حسابی نشون بدين خسيسا؟ تمام دنيا کارتون ماسکو نشون می دن! همهء بچه های دنيا دکستر و آزمايشگاهش رو می شناسن و هر روز می شينن تماشا می کنن! شماها هنوز تو عوالم خرس عروسکی هستين!
اقلن اون موقه ها راز بقا هميشه به راه بود! خوش همون روزا!
لعنت به آدم نفهم دروغ گويی که اختيار بزرگترين رسانهء يه مملکت دستش باشه و وقت و حال مردم رو حروم کنه! لعنت!!





بايگانی وبلاگ