تو پاييز تنهايی قدم زدن آزاردهنده است.. اما گاهی آدم از خاطرهء خاردار يه رابطهء الکی و آبکی دوست داره تا عمق سياه تنهاييش فرو بره و به راهش ادامه بده و هيچ به روی مبارکش هم نياره. اما بعد يه لحظهء کوتاه ناگذير سرش رو بالا بگيره و ببينه که هيچ وقت انقدر توی ذوقش نخورده بوده.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
نوامبر
(13)
- اينروزا هر وقت تلويزيون رو می گيرم می خوام عق بزنم...
- پاتيل درزدار؛ وبلاگ هری پاتری. صفحهء اصلی بچگی ...
- به قول شرلوک هلمز، دنيا برای آدم احساساتی جای وحشت...
- خوارزاده: امروز شاگرد اين مغازه بلور فروشيه ليوانا...
- عليا مخدره وقتشه که يه روزهء سکوت بگيری وگرنه ممکن...
- پی سی او دی و همذات پنداری هيچی يادم نمی ياد.. ول...
- گری اولد من در نقش سيريوس بلک! ايييييييول! آقا ز...
- اگه از ديدن يه استخوان از پوست در اومدهء خونی ساق ...
- کميتهء پيگير وضعيت احمد باطبی **** ديشب خواب ديدم...
- تو پاييز تنهايی قدم زدن آزاردهنده است.. اما گاهی آ...
- بعد از نزديک يک هفته کپی های کارام حاضره و فقط مون...
- امروز بانک کار داشتم و مجبور شدم يه مقدار از راه ر...
- تو هميشه هنرپيشهء محبوب من باقی می مونی حتی اگه تو...
-
▼
نوامبر
(13)