به قول شرلوک هلمز، دنيا برای آدم احساساتی جای وحشتناکيه. بی خيال قلب قربون کله (يا يه همچين چيزی).
******
دقت که می کنم می بينم فقط در مورد چيزهای دل غشه آور همذات پنداری ندارم. وقتی کسی خوشحاله منم گلوم از ذوق گير می کنه و مجبور می شم ماساژش بدم تا باز بشه!
تا چند لحظه بعد از ديدن لبخند زدن کسی خندون و شاد می مونم... ديگه ديگه.. آهان! اگه کسی هوس يه خوراکی بکنه من حتماً بايد بخورمش وگرنه احساس خلاء ابدی بهم دست می ده.
اما چرا احساسات دردناک بيشتر توی حافظهء آدم می مونه؟ حتماً خيلی احساسات خوب و لذت بخش ديگه هم هست که از ديگران گرفتم اما چرا همين سه تا يادم مونده؟ تازه اونم اگه شکمو بودن رو حساب کنیم.
******
ديروز صبح به محض بيدار شدن به شنا دعوت شدم و صبحانه نخورده رفتم و کلی لذت بردم. آب نطلبيده خودش مراد هست وقتی يه عالم آب نطلبيده در کار باشه حسابی ميمون و مبارک و مراد اندر مراده.
******
به زودی می رم مدرسه. يعنی شبه مدرسه. يه ترم چهار ماهه زبان که شش روز در هفته است و هر روز چهار ساعت.
خيلی دلواپسم که بعد از اين همه مدت آزادی و بی قيدی چطور می خوام با نظم و ترتيب کنار بيام. مدت زيادی هر کار دلم خواسته کردم اما ديگه نمی تونم سکون رو تحمل کنم. بعدشم خيال دارم يه هدف طولانی تر رو دنبال کنم که خيلی ربط به هنر داره. اين نظم و ترتيب چهار ماه خوب آماده ام می کنه.
احساس می کنم زندگيم در بيست و هفت سالگی اونيه که بايد در هفده سالگی می بود و نگاه که می کنم می بينم در هفده سالگی زندگيم بيشتر شبيه يه آدم بيست و چند ساله بوده.
******
ديشب خواب ديدم کف پام مو در آورده و احساس زشتی و گوريل مسلکی می کنم. مخصوصاً که خونهء يکی بوديم که هميشه از ضرورت زيبايی پای خانم ها صحبت می کنه.
******
به قول تنهای شب:
امتناع از شرکت در انتخابات غيرقابل پذيرش خود مىتواند به عنوان استفاده بهينه از حق راى کارکرد داشته باشد.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
نوامبر
(13)
- اينروزا هر وقت تلويزيون رو می گيرم می خوام عق بزنم...
- پاتيل درزدار؛ وبلاگ هری پاتری. صفحهء اصلی بچگی ...
- به قول شرلوک هلمز، دنيا برای آدم احساساتی جای وحشت...
- خوارزاده: امروز شاگرد اين مغازه بلور فروشيه ليوانا...
- عليا مخدره وقتشه که يه روزهء سکوت بگيری وگرنه ممکن...
- پی سی او دی و همذات پنداری هيچی يادم نمی ياد.. ول...
- گری اولد من در نقش سيريوس بلک! ايييييييول! آقا ز...
- اگه از ديدن يه استخوان از پوست در اومدهء خونی ساق ...
- کميتهء پيگير وضعيت احمد باطبی **** ديشب خواب ديدم...
- تو پاييز تنهايی قدم زدن آزاردهنده است.. اما گاهی آ...
- بعد از نزديک يک هفته کپی های کارام حاضره و فقط مون...
- امروز بانک کار داشتم و مجبور شدم يه مقدار از راه ر...
- تو هميشه هنرپيشهء محبوب من باقی می مونی حتی اگه تو...
-
▼
نوامبر
(13)