شنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۲

اگه از ديدن يه استخوان از پوست در اومدهء خونی ساق پا که يه اسکيت بورد می افته روش
کندن بند ناف نوزاد با دندون و دور چرخوندنش مثل فلاخن
در آوردن دل و رودهء يه گوزن و رفتن توی دلش و سر تا پا خونی شدن و جيغ زدن
و تکرار ضربه خوردن صورت يه پسر بچه و خونی و مالين شدن و چکيدن خون از دهنش و گريهء شديدش
خنده تون می گيره
ايضاً:

اين مثلاً کمدی آشغال رو ببينين
من که توصيه نمی کنم
حالمم زياد خوب نيست
آخه منم مثل مامانم از خون زياد خوشم نمی ياد
اما به نظر اين انگار خيلی چيز خنده داريه.



بايگانی وبلاگ