اگه از ديدن يه استخوان از پوست در اومدهء خونی ساق پا که يه اسکيت بورد می افته روش
کندن بند ناف نوزاد با دندون و دور چرخوندنش مثل فلاخن
در آوردن دل و رودهء يه گوزن و رفتن توی دلش و سر تا پا خونی شدن و جيغ زدن
و تکرار ضربه خوردن صورت يه پسر بچه و خونی و مالين شدن و چکيدن خون از دهنش و گريهء شديدش
خنده تون می گيره
ايضاً:
اين مثلاً کمدی آشغال رو ببينين
من که توصيه نمی کنم
حالمم زياد خوب نيست
آخه منم مثل مامانم از خون زياد خوشم نمی ياد
اما به نظر اين انگار خيلی چيز خنده داريه.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
نوامبر
(13)
- اينروزا هر وقت تلويزيون رو می گيرم می خوام عق بزنم...
- پاتيل درزدار؛ وبلاگ هری پاتری. صفحهء اصلی بچگی ...
- به قول شرلوک هلمز، دنيا برای آدم احساساتی جای وحشت...
- خوارزاده: امروز شاگرد اين مغازه بلور فروشيه ليوانا...
- عليا مخدره وقتشه که يه روزهء سکوت بگيری وگرنه ممکن...
- پی سی او دی و همذات پنداری هيچی يادم نمی ياد.. ول...
- گری اولد من در نقش سيريوس بلک! ايييييييول! آقا ز...
- اگه از ديدن يه استخوان از پوست در اومدهء خونی ساق ...
- کميتهء پيگير وضعيت احمد باطبی **** ديشب خواب ديدم...
- تو پاييز تنهايی قدم زدن آزاردهنده است.. اما گاهی آ...
- بعد از نزديک يک هفته کپی های کارام حاضره و فقط مون...
- امروز بانک کار داشتم و مجبور شدم يه مقدار از راه ر...
- تو هميشه هنرپيشهء محبوب من باقی می مونی حتی اگه تو...
-
▼
نوامبر
(13)