پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۳

ديروز می خواستم برم سينما. بعد گفتم بشينم خونه درس بخونم يه کم بعد هم تلويزيزون تماشا کنم. بعد ساعت که هفت شد گفتم نه همون برم سينما.

رفتم يه فيلم هندی-آمريکايی که به زبون انگليسی بود به اسم برايد و نمی دونم چی چی. بروشورشو خونه جا گذاشتم حالا بعداْ اسم کاملش رو می گم.
موضوع فيلم: تو يک عروسی دو هنرپيشهء دختر که هندی هستن و تو فيلم خواهرن دوتا پسر که يکی شون لندنی هست و يکی شون آمريکايی رو می بينن و می پسندن. لندنيه می خواد با دختره ازدواج کنه اما آمريکايیه رأی شو می زنه و خودشم محل دختره نمی ذاره. مادر دخترا خيلی سعی می کنه اينا رو يه جوری شوهر بده و خيلی ناراحت و نگران که نکنه رو دستش باد کنن اين چهار تا دختر.دخترها با دوتا پسر ها می رن گوآ. خواهر پسر انگليسيه سعی می کنه بين برادرش و دختر هندی رو بهم بزنه.

اون يکی خواهره با يه پسر آمريکايی ديگه دوست می شه و دعوتش می کنه خونه شون. پسره با خواهر کوچيکه می ريزه رو هم.
اين وسط خواهر دوميه هی راجع به فرهنگ غنی هند با حرارت سخنرانی می کنه.وقتی از گوآ بر می گردن عروسی يکی ز فاميل هاشون که مقيم آمريکاست دعوت می شن. اين آقا قبلاْ از دختر دومی که حالا با دوست جديد آمريکاييش از گوآ برگشته خواستگاری می کنه که دختره رد می کنه.
وقتی می رن آمريکا که تو عروسی فاميلشون شرکت کنن پسر اوليه يه دفه عاشق دختره می شه اما مادرش نمی ذاره و دوست دختر نيويورکی پسرش رو به دختر هنديه معرفی می کنه.
از اون طرف پسر انگليسيه ام از ازدواج با خواهر بزرگه پشيمون شده و اين دوتا خواهر خيلی غصه دارن.
اما يه دفه هر دوتا پسرا می فهمن که چقدر اين دوتا خواهر و دوست دارن و می رن هند و آمريکاييه به دختر دومی می گه که اون پسره که تو گوآ بهاش آشنا شدی يه کلاشه و خوهر منو حامله کرده و در رفته و معلوم می شه پسره با خواهر کوچيکه الان يه جايی ولن و خواهر دوميه بر سر زنان با پسر خوش جنسه می رن پسر بد جنسه و خواهر کوچيکه رو تو شهر بازی پيدا می کنن درحاليکه پسره هی می خواست يه جوری دختره رو بغل کنه و هربار موفق نمی شه ( آخر سوء استفاده) اما اينا به موقه پيداشون می کنن و يه کتک کاری به سبک هندی-آمريکايی و دخترا با پسره بر می گردن خونه و بعد هم دوتا پسرا با دوتا خواهرا ازدواج می کنن و تا ابد در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کنن و صاحب هفت پسر و هفت دختر هم لابد می شن....

هنوز از دست خودم عصبانيم با اين همه وقت و حوصله که حروم اين فيلم کردم. حداقل يکی نمرد ( به سبک فيلم های هندی ) دلمون خوش باشه يه اتفاق خاصی افتاد.


آخر هفتهء قبل هم اين و اينو رفتم ديدم. فيلم فضاييه خوب بود يه جاهايی احساس می کردم خودم تو فضا هستم. مثل سينما دوهزار. کتاب ارابه خدايان رو خوندين؟ اگه خونده باشين اين فيلم براتون جالب تره.

The human stain به نظرم سعي کرده بود فيلم متفاوتی باشه. خودتون وقتی ديدين قضاوت کنين.منکه از وقتی ساعتها رو ديدم حاضر نيستم فيلم های نيکل کيدمن رو ز دست بدم.

******

شنبه و يکشنبه از طرف کالج يه سفر زمين شناسانه می ريم ساحل های غربی هند.
اگه تا اون موقه موفق شدم يه دوربين جديد بگيرم با يه بغل عکس برمی گردم.

بايگانی وبلاگ