چهارشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۳

يه چيزی فهميدم: اين عنصری که من اين همه تو نقاشی هام می کشيدم از خانوادهء porifera به معنی سوراخ داران بوده! اسفنج -که يک موجود درياييه از همين خانواده است.

*****

من يه دوستی اون قديم ها داشتم که يه هويی افتاد به کتاب تاريخی خوندن و هی بحث های پر انرژی کردن که اين عرب ها ما رو بد بخت کردن و ما چی بوديم و چی شديم و اينا.

آقا فک می زدا!!

يه دفه (يه شبه) يه خواب ديد که خدا (که به شکل يک مرد هم بوده) اومده پايين - يا اون رفته بود بالا- می گه تو چرا نمازتو نمی خونی؟

آقا (خانوم) ديگه از اون بعد نمی شد با کفش بری تو اتاقش; نجس بود.

اين آقا الان سی و هشت سالشه. درست ده سال از من بزرگ تر بود.

نميدونم الان داره چکار می کنه...

بايگانی وبلاگ