شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۳

من فمنيست بي سوادی هستم. شايد اگه نقاشيم رو موزهء زنان چاپ کنه بشه گفت کاری برای اين جنبش کرده ام اما هنوز حتی کتاب سيمون دوبووار رو هم تموم نکرده ام و از تارخچهء فمنيسم يک چيز هول هولکی خونده ام.
اما هميشه برای حقوق پايمال شدهء هر انسانی فکر می کنم بايد کاری کرد و هر کاری بتونم می کنم.

کيميا http://1ghatreh.blogspot.com/ درست می گه. من ديد خوبي نسبت به مردها ندارم البته اين شامل همه نمی شه (اينم توضيح واضحات).

از خيلی بچگی اين عدم تساوی رو تو خونهء همبازی هام درک می کردم. تو خونهء خودمون اينجوری نبود البته تا وقتی که مهمون نداشتيم. وقتی زنی تحقير می شه يا مورد ستم قرار می گيره من احساس می کنم غرور و شخصيت منم زير پا رفته. اما وقتی دقيق تر می شم می بينم همونطور که هومن (نظرخواهی) می گه خيلی از خانم ها دنبال احقاق حقشون نيستن.

يه دوستی داشتم که مثلاْ‌ شاعر و اديب هم بود و از خانوادهء خوب. اما حرف حقوق زنان که می شد می گفت اصلاْ‌ نبايد دنبالش رفت و زنها خودشون تقصير دارن که بهشون ظلم می شه.
بحث کنوانسيون هم که بود می گفت مخالفم. چرا؟ چون مشکل فرهنگيه و عميق تره. کسي منکر مشکل فرهنگی نيست اما کنوانسيون هم حداقل حقوق زنهايی که آگاه هستن رو احقاق می تونه بکنه يا نه؟
يا صحبت سهميه بندی جنسی برای دانشگاه ها که بود می گفت من موافقم چون خيلی دخترها الکی ميان دانشگاه فقط واسه اينکه بيکارن و ميان شوهر پيدا کنن و بعد هم که فارغ التحصيل می شن کار نمی کنن پس جا رو برای اونهايی که می خوان کار کنن باز کنن.
حالا اين وسط تکليف اونهايی که واقعاْ‌ می خوان درس بخونن چيه؟ می شه به همين راحتی اينطوری فتوا داد و حکم صادر کرد راجع به مردم به نظر شما؟
دکتر هم که رفته بود (روان پزشک) اولين جمله ای که بهش گفته بود اين بود: من با شما حرف می زنم چون زن نيستيد...
بعد به من می گفت مرد ستيز. می دونم منظور کيميا اين نيست که من مرد ستيزم. اما جدی من با مردی که پای منو لگد می کنه بعد از روی غرور (يا عدم تربيت خوب) بر نمی گرده يه معذرت خواهی خشک و خالی بکنه جداْ‌ سر ستيز دارم (مرد های هندی اينطوری هستن و طوری تربيت می شن که نسبت به زن ها احساس خدايی می کنن).
من با مردی که فکر می کنه تو خيابون می تونه به من هر چيزی بگه و اين تقصير خودمه که موهام بيرونه و يا لباسم فلانه و بهمانه و تحريک کننده است، سر ستيز دارم.
من با مرد متاهلی که دوست دختر داره اما انتظار داره زنش مريم مقدس باشه مشکل دارم.
من مردی رو که از زن شاغلش انتظار خونه داری کامل و آشپزی خوب داره و خودش دست به سياه و سفيد نمی زنه با ديد مثبت نگاه نمی کنم.
و اين ليست می تونه بازم ادامه پيدا کنه.
زن های زيادی هستند که دنبال احقاق حقشون نيستند. اما هر طور که بشه، خودمو همراه اونهايی که می فهمن و قدم بر می دارن می کنم و هر کاری بتونم می کنم تا اين وضع تغيير پيدا کنه.

بايگانی وبلاگ