پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۳

...و اين مرد نازنين، که يادم نمياد صداش رو بلند کرده باشه روی کسی، چه ديد اشتباهی تو بعضی چيزها داره (که شامل من می شه) .

چند روزه که داريم يه بحثی مي کنيم با هم (ايميلی) در مورد سکس. من می گم مردهای قديم فکر مي کردن هدف از سکس ارضا شدن اونهاست فقط، جواب می ده تو چون خودتو فمنيست می دونی (افتخار هم نمی ده که من فمنيست باشم، بلکه خودمو فمنيست می دونم) با مردها بدی و داری همه اش سنگ زن ها رو به سينه می زنی... تو قبول نداری که مرد به عنوان کسی که مسئوليت زندگی باهاشه و اينهمه بايد زحمت بکشه حق و حقوق و جايگاهی بايد داشته باشه. لابد از مردی که بخواد باهات زندگی کنه توقع خواهی داشت که دست به سينه جلوت وايسه و خواسته های تو رو برآورده کنه...

هر چی فکر می کنم ربطی بين چيزهايی که می گم با جوابهای او نمی بينم. فکر نکنم هيچ دو نفری وجود داشته باشن تو دنيا که به اندازهء من و بابام دچار سوء تفاهم بشن.

******

هر وقت ميام کافی نت گونه های مختلف رو سرچ می کنم و چيزهای جديد راجع بهشون مي فهمم. آدم وقتی جزئيات رو بدونه راحتتر اسم جک و جونورا يادش می مونه تا اينجوری فهرست وار.
اينارو نگاه کنين.. خوشگل نيستن تو روخدا؟
اين يکی چشم هاش يه جوريه انگار که چپ شون کرده و با انگل های اساسی انسان مثل کرم کدو (به فارسی اسمش همين می شه ديگه نه؟) از يه خانواده است. عجيبه آدم فکر می کنه دو تا جونور که تو يه گروه هستن بايد يه شباهتی با هم داشته باشن. اما بيشتر مواقع اينطور نيست.

اوگولی بوبولی موموشی بوبوشی!!

بايگانی وبلاگ