سلام،
می خواستم بگويم وقتی تو شروع می کنی به بودن، منِ من، از تو و برای تو هيچ می شود.
نقاشی کن.
با دست من.. هرآنچه هست، تمام نوازشِ نکردهء اين دست.......... روغن بزرک، هان؟ آخ يا آن پاستل های خوردنیِ چيلی چيلی. تينر روی سقف رسوب می کند. قهوه هم فتير برايت درست می کنم.
قربانت
منِ با تو.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
اوت
(20)
- چربی شير و می گرفتيم با روغن اسب آبی و يه دونه دند...
- يک زن مغرور جهان سومی با شما صحبت می کند... زنان ...
- ثواب دنيا و آخرت: حالا اگه فلان خاله خانباجی در م...
- سلام، می خواستم بگويم وقتی تو شروع می کنی به بودن...
- به همسر متوفای عزيزم «من چه گناهی در حق تو کرده ا...
- تمام شب صدا را دنبال کردم، تا اگر شبيه چرخش کليد.....
- بدينوسيله در رفتگی شما از جمع آهوان و قاطی شدن خجس...
- >>>>>>>> کلاس هری پاتر <<<<<<<<<
- يه چيزی می غلته توی سينه ام که فقط می شه بخندمش. م...
- بالاخره از شر اين ويروس شاخ شمشاد راحت شدم. اگه شم...
- فرمود: It's okay to eat fish cause they don't ha...
- وسط اين بساط بی خوابی به خودم می دم که چی؟ با اين ...
- هشت سال با دوستی ما مخالفت کردن. پدرش دبير ادبيات ...
- به خدا اينا نابغه ان!
- ويروسُم بِده.
- -به چی فکر می کنی؟ - به دودی که از دودکش يه کلبه م...
- فداتون بشم چقد تند تند ترجمه می کنين ماشالله.
- اين همه مثل بز رفتی کلاس اما بازم به کمک يکی ديگه ...
- شهرزاد ايستاده بالای سر رود و خيره است به خورشيد ....
- يه دورهء سه روزه ( در واقع پنج روزه ) رفته بودم وي...
-
▼
اوت
(20)