به همسر متوفای عزيزم
«من چه گناهی در حق تو کرده ام که بايد به اين وضع نکبت بار بيفتم؟ مگر من به تو چه کرده ام که بايد دستت را روی من بگذاری، در صورتی که خطايی مرتکب نشده ام؟ هنگامی که جوان بودم تو همسر من شدی و من با تو بودم. من به تمام سِمت های اداری منسوب شدم و با تو بودم. من هيچگاه تو را ترک نکردم و سبب اندوه قلبی تو نشدم... به ياد بياور، هنگامی که من به سربازان پيادهء فرعون و نيروی سواره فرمان می دادم، باعث شدم تا تو بيايی و آن ها در برابر تو تعظيم کنند. آن ها همگی هدايای خوب برای تو آوردند... هنگامی که تو بيمار بودی من نزد طبيب اعظم رفتم و او برای تو دارو تهيه کرد، او همهء کارهايی را که تو خواسته بودی انجام داد. هنگامی که مجبور بودم فرعون را در سفرش همراهی کنم همواره به فکر تو بودم و در آن هشت ماه هيچ مراقب خورد و خوراکم نبودم. هنگامی که به ممفيس بازگشتم، از فرعون پوزش طلبيدم و نزد تو برگشتم و همراه با ساکنان خانه ام برای تو بسيار عزاداری کردم.»
در مصر باستان، مردم معتقد بودند شخصی که فوت کرده است می تواند برای زندگان ناراحتی ايجاد کند. در اين نامهء باستانی که در کتاب "زندگی تحت سلطهء فراعنه" نوشتهء لئونارد کوترل آمده است، مردی که اخيراً همسرش فوت کرده و دچار بيماری گشته، از وی خواسته است تا خشمش را کمتر کند.
مصر باستان، برندا اسميت، ترجمهء آزيتا ياسائی
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
اوت
(20)
- چربی شير و می گرفتيم با روغن اسب آبی و يه دونه دند...
- يک زن مغرور جهان سومی با شما صحبت می کند... زنان ...
- ثواب دنيا و آخرت: حالا اگه فلان خاله خانباجی در م...
- سلام، می خواستم بگويم وقتی تو شروع می کنی به بودن...
- به همسر متوفای عزيزم «من چه گناهی در حق تو کرده ا...
- تمام شب صدا را دنبال کردم، تا اگر شبيه چرخش کليد.....
- بدينوسيله در رفتگی شما از جمع آهوان و قاطی شدن خجس...
- >>>>>>>> کلاس هری پاتر <<<<<<<<<
- يه چيزی می غلته توی سينه ام که فقط می شه بخندمش. م...
- بالاخره از شر اين ويروس شاخ شمشاد راحت شدم. اگه شم...
- فرمود: It's okay to eat fish cause they don't ha...
- وسط اين بساط بی خوابی به خودم می دم که چی؟ با اين ...
- هشت سال با دوستی ما مخالفت کردن. پدرش دبير ادبيات ...
- به خدا اينا نابغه ان!
- ويروسُم بِده.
- -به چی فکر می کنی؟ - به دودی که از دودکش يه کلبه م...
- فداتون بشم چقد تند تند ترجمه می کنين ماشالله.
- اين همه مثل بز رفتی کلاس اما بازم به کمک يکی ديگه ...
- شهرزاد ايستاده بالای سر رود و خيره است به خورشيد ....
- يه دورهء سه روزه ( در واقع پنج روزه ) رفته بودم وي...
-
▼
اوت
(20)