دوشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۸۲

تمام شب صدا را دنبال کردم، تا اگر شبيه چرخش کليد.. نه...نبود. شايد.. البته اگر...... می دانستم. من دو راهی شده ام. همان ها که نمی دانی از کدامشان بروی.
بيهوده است که برگردی. از آنطرف دو شاخه ام. همانها که به پريز می زنی. روشن که می شوم صدای جير جيرم خانه را بر می دارد.
اگر شبيه چرخش کليد بود..... از پله ها بالاتر می آمدی، يا آنقدر بالا نمی رفتی..

بسيار خوب. هر طور که تو بخواهی. نگرانت خواهم شد.

بايگانی وبلاگ