سخنرانی امشب شيرين عبادی انفجار نور بود. ما جميعاً کف نموده بوديم. مخصوصاً که تيکه های نابی به نظام معزم مکرم انداخت.
پ.ن: ما امشب ديديم نمی دونم مراسم اعطای جايزه امشب بود يا نه.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
دسامبر
(12)
- دلم آتيش گرفت واسه اون مردی که با گريه يه قوتی کنس...
- فعلن در ِ اينجا گل گرفته خواهد بود.
- مهتاب مرد يکی از مهربانترين هايی که می شناختم.. مه...
- ديشب يه مهمونی شب يلدايی رفتيم. از مهمونيای پيرزن ...
- تلخ تلخ يکی تازه طلاق گرفته. اون يکی "تقريباً" زن...
- ديشب سر شام چی ببينم خوبه؟ يه نفر که همراه يه گر...
- سخنرانی امشب شيرين عبادی انفجار نور بود. ما جميعاً...
- اژدهای يخی؛ الوان سابق. قبلنا از دهانش آتش می با...
- چشمم انگار چپه چون تلويزوين رو اونورکی چشم زدم، يه...
- ماجراهای پسرخاله زينگ! - کيه؟ - سلام! - شما؟ - ام...
- چرا هيچ کس توی ايران به فکر اين نيست که الان خيلی ...
- دخترهء خل می دونه من آبروداری بلد نيستم سر بزنگا م...
-
▼
دسامبر
(12)