دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۲

اونی که خوب می کشيد و می کشيد و می کشيد و مست بود و مست بود و دست و خيال و نورهای واقعی و تيرگی های پرفريب و فرمهای... اينجاش يه رازه.
اونِ منو بيدار کنيد.. آزادش کنيد..
کنيد که يعنی کنم البته..


*****

نقاشی های خانم مدهوبابی که فداش بشم من به اضافهء يکسال قهوه مصرفيم با فال تو فنجونش فدای خاک پای انگشتان دست هر کی نقاشی بکشه.




بايگانی وبلاگ