اونی که خوب می کشيد و می کشيد و می کشيد و مست بود و مست بود و دست و خيال و نورهای واقعی و تيرگی های پرفريب و فرمهای... اينجاش يه رازه.
اونِ منو بيدار کنيد.. آزادش کنيد..
کنيد که يعنی کنم البته..
*****
نقاشی های خانم مدهوبابی که فداش بشم من به اضافهء يکسال قهوه مصرفيم با فال تو فنجونش فدای خاک پای انگشتان دست هر کی نقاشی بکشه.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
مارس
(14)
- ای وای که در شهر گدائی قدغن شد......... ولگردی و ا...
- م.ت عزيز، سلام. اميدوارم که حالت خوب باشد و کسالتی...
- "مگه تو از تفکر ملاطفت آميز و نگاه شورانگيز من نسب...
- اين ترمم عقب افتادم! (((((((((: اين ترمم عقب افتا...
- sal e no mobarak ahali e Ziaroo o hoome
- الان که عصبانيت ظهر رفته می بينم که چه متن تند و ب...
- يه کبوتر چاق ناز کله پخ اومده نشسته رو هرهء باريک ...
- ای خدا کشتی بفرست... وقتی حالم بد بود اردشير همه ...
- يک فيلم هندی ای شده بيا و ببين. از اينا که بعد بيس...
- ای خدا کشتی بفرست... وقتی حالم بد بود اردشير همه ...
- يک فيلم هندی ای شده بيا و ببين. از اينا که بعد بيس...
- بابا اين پسر آملی هام خوشتيپن ها! قرار شده بريم آم...
- ضبط رو از برق کشيدم ببرم تو اتاق، بعد وسط راه نشست...
- اونی که خوب می کشيد و می کشيد و می کشيد و مست بود ...
-
▼
مارس
(14)