يه کبوتر چاق ناز کله پخ اومده نشسته رو هرهء باريک پنجره ام. بهش می گم سلام ناناز! نمی شنوه. می خوام پنجره رو باز کنم بهش دونه تعارف کنم می دونم زهره ترک می شه بيچاره قلب کوچولوش تاپ تاپ شروع می کنه زدن منصرف می شم. می گم شايد اگه خيلی لبخند بزنم بفهمه دوستشم باهاش کاری ندارم.
تو اين فکرام که کله اش رو يه ور می کنه نيم رخکی يه نگاه می ندازه تو. دوباره می گم سلام چاق جون!
يه خورده تند تند پشت پنجره قدم می زنه و بعد سينهء گرد و قلمبه شو می ده عقب و بال می زنه و می ره...
خدافظ کله پخ چاق جون ناناز..
پ.ن : اين نوشته شيطانی است. آخه شمارهء نظرخواهيش شد 666. گول لحن نازنازيش رو نخوريد.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
مارس
(14)
- ای وای که در شهر گدائی قدغن شد......... ولگردی و ا...
- م.ت عزيز، سلام. اميدوارم که حالت خوب باشد و کسالتی...
- "مگه تو از تفکر ملاطفت آميز و نگاه شورانگيز من نسب...
- اين ترمم عقب افتادم! (((((((((: اين ترمم عقب افتا...
- sal e no mobarak ahali e Ziaroo o hoome
- الان که عصبانيت ظهر رفته می بينم که چه متن تند و ب...
- يه کبوتر چاق ناز کله پخ اومده نشسته رو هرهء باريک ...
- ای خدا کشتی بفرست... وقتی حالم بد بود اردشير همه ...
- يک فيلم هندی ای شده بيا و ببين. از اينا که بعد بيس...
- ای خدا کشتی بفرست... وقتی حالم بد بود اردشير همه ...
- يک فيلم هندی ای شده بيا و ببين. از اينا که بعد بيس...
- بابا اين پسر آملی هام خوشتيپن ها! قرار شده بريم آم...
- ضبط رو از برق کشيدم ببرم تو اتاق، بعد وسط راه نشست...
- اونی که خوب می کشيد و می کشيد و می کشيد و مست بود ...
-
▼
مارس
(14)