چهارشنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۲

درست يک سال از عمر اين شعر می گذره:

...و طفلکی آن کس
که با کله
افتاد
قلمبه
از بالای ديوار
در عشق
دهانش سرويس !
از دوازده تا الان - دو ونيم -
رفت که بخوابد
اما هی قلت زد
و با خودش حرف زد
وای به حالش
قورباغه ناهارش
تا او باشد که ديگر
از ديوار مردم بالا نرود
و اين درس عبرتی باشد
واسه هر کی الان داره
بلاگی رو می خونه
که دهان صاحبش سرويس
از رو اين شعر ده بار بنويس

و درست يک هفته مونده...


بايگانی وبلاگ