جمعه، مهر ۱۱، ۱۳۸۲

با دوستم قرار گذاشتيم هر وقت همديگرو ديديم يه کنفرانس دوتايی بديم، که يک نفر گوينده و يک نفر شنونده داشته باشه. از موضوع هايی که به درد ياد دادن می خوره من تازگی ها يه خلاصه از تاريخ مصر خوندم. اونم قراره درست و مؤثر سخنرانی کردن رو به من ياد بده.
خدا رو چه ديدی ريرا؟ اومديم و يه بار بيشتر به دنيا نيومديم. اقلن همين وقت و انرژی که پای قهوه خوردن و کله پاچهء اين و اونو بار گذاشتن می ذاريم چارتا چيز به هم ياد بديم، هان؟






بايگانی وبلاگ