با دو تا از آشناها توی اتوبوس نشسته بوديم که آقای راننده برای همه مون سالاد کاهو آورد. يکی از خانمهای همراهم داشت واسه اون يکی يه جريانی تعريف می کرد. من نگاه کردم به چنگالم که تو سالاد فرو کرده بودم، ديدم يه غورباقهء خوشگل کوچولو وسط کاهوها به چنگال گير کرده و داره منو نگاه می کنه. دستشو گرفتم کشيدمش بيرون، داشتم سرش غر می زدم که يه بارم که تو اتوبوس سالاد دادن بهمون تو رفتی وسطش نشستی چی کار؟ که غورباقه دومی از وسط کاهوها کله شو کرد بيرون.
ديگه بی خيال سالاد خوردن شدم و نشستم با همراهام به گپ زدن و حواسم بود که من بايد زودتر پياده شم که قبل از خونه برم يه سر به کلاسم بزنم.
اما يه خورده بعدش فهميدم کلاس رو رد کرديم و باز من غيبت می خورم. يه زيتون درشت رو برداشتم و بازش کردم که يه وقت غورباقه ای چيزی توش نباشه. پر از جلبک بود اما می ترسيدم بخورمش...... آآآآآآآ فهميدم تعبيرش بود!!
آره خودشه.. آخرم که نه سالاد خوردم و نه پياده شدم.. عين بيداری.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
اکتبر
(24)
- اين يکی به روز شد. LinktoComments('31') Comment
- آخ جون آخ جون آخ جون Congratulations! You ha...
- سيستم رئيس کارمندی؟ يه چيزی که ديدم توی نظرخواهی...
- حجم دود يک لحظه از ميان لبهايش بيرون می جهد و سايه...
- اولاً که با تينر مسموم شدم و اتاق دور سرم می چرخه ...
- -اين نقاشی چه خوب شده! آخی.. وای منم می خوام بکشم....
- هميشه با دروغهايی از اين دست بی گانه بودم: "من تا ...
- واسيلی کاندينسکی: بعضی نقاشی هاش خيلی خوب، و بع...
- دل خوش کنک سيری چند؟ يادم نمی ره هيچ وقت. دو سه س...
- لطفاً احساساتی نشين، شما الان داغين متوجه نيستين، ...
- يه خاتمی ديگه درست می شه همين و بس! يک تنه با يه ن...
- گوريل و حکيم روزی مردی که از ضعف بينايی و درد تخم...
- چه به موقع بی بی سی رو وصل کردم! (همين دو روز پيش!...
- امروز روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است. و ا...
- امروز ساعت پنج ( حدود 45 دقيقهء ديگه) از شبکهء چها...
- امشب شبکهء چهار فيلم مستند نفس رو نشون داد که در م...
- گفته بودم مامانم بچگی هاش قمه زن ديده از اون موقه ...
- حکم افسانه هنوز اجرا نشده است.
- بالاخره فهميدم چرا همه ش خواب می بينم بدون بلوز و ...
- لعنت بر شيطون!! بابا امضاء کنين! خدا کنه زياد...
- با دوستم قرار گذاشتيم هر وقت همديگرو ديديم يه کنفر...
- افسانه نوروزی را آزاد کنید
- با دو تا از آشناها توی اتوبوس نشسته بوديم که آقای ...
-
▼
اکتبر
(24)