اين مجلهء اپرا رو من خيلی دوست دارم. امشب قراره با پاريس هيلتون مصاحبه کنه. چند روز پيشا بيانسی اومده بود توی برنامه و ديشب مجری و يکی ديگه داشتن راجع بهش حرف می زدن. اون وسطا صحبت مدونا هم پيش اومد که اين تيکه اش رو درست نفهميدم چی می گن.
اما اينو می خواستم بگم. چيزی که خواننده ای مثل بيانسی رو انقدر خواستنی می کنه و مدونا رو بعد از اينهمه سال محبوبيت از چشم آدما می ندازه، فقط و فقط درونشونه و احساسی که از خودشون منعکس می کنن. بيانسی دختر خاکی و مهربونيه، به آدمها احترام می گذاره. اينها چيزهاييه که من برداشت کردم و بقيه راجع بهش می گن.
گفته ياد گرفته با وجود کمی تپل بودن خودش رو دوست داشته باشه. اين حرف رو يه آدم بی تکلف و دور از تکبر می تونه بزنه. توی برنامه هم که اومده بود رفتارش دوستانه بود، آدم نگاهش رو دوست داشت، لبخندش واقعی بود. خيلی مهمه که آدم در عين زيبايی و شهرت اينو حفظ کنه.
خوب.. مدونا سالها يکی از محبوب ترين خواننده های من بوده، تا جائيکه ديدم مردم نسبت به خواننده های دوران تين ايجری شون يه احساس علاقهء نوستالژيک دارن که اونو رو تا سالهای زيادی حفظ می کنن. شايد برای همين سخته برام که مدونا رو پيش خودم خراب کنم. اما خوب کاريش نمی شه کرد، خيلی خشک شده. چشمهاش خالی از احساس، بدون لطافت زل می زنه به دوربين، انگار رئيسی داره به کارمندش نگاه می کنه اما جلوی يه عده بازرس، يعنی سعی می کنه خوب به نظر بياد، صميمی و با نشاط باشه اما موفق نمی شه و همين وانمود کردنش بيشتر کارو خراب می کنه.
توی کارهای اخيرش کمتر خلاقيت ديده می شه اما خيال نداره به خودش استراحت بده، يه کم دست نگه داره تا خاموشی هنرمند درونش بگذره. چند وقت پيشا هم يه لينک ديدم تو ولاگ هودر به سايتی که عکس های يک عکاس فرانسوی توش بود و نشون می داد آهنگ "هاليوود" مدونا از کارهای او تقليد شده. بعد از چند روز لينک ناپديد شد و من با قسمت بدبين ذهنم اين فکر رو کردم که سايت مخصوصاً بسته شده.
يه جورايی قدرت طلبی می بينم توی شخصيتش تازگی ها که شايد در اثر بالا رفتن سن باشه.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
آوریل
(19)
- بعضی روزا انگار روز تو نيست. امروزم انگار روز بدشا...
- يه آقايی هست که چند ساله مياد خدمات آنتنی-الکتريکی...
- پابليشيا! اين ورد نمايان شدن نوشتهء آخری بود. امر...
- مجدداً بفرمايين من که از فرط نااميدی و ناراحتی دست...
- باور کن، زن عشق نور پاکی و صداقت نیست... get...
- بفرمايين آقايون قضات. حالا بازم به مادر برای شير ...
- خوشا يکدستی سياه کلاغ، بی هيچ لکهء سفيد و ادعای ذر...
- اين مجلهء اپرا رو من خيلی دوست دارم. امشب قراره با...
- چند سال پيش يه همسايهء جديد پيدا کرديم که در حال پ...
- مرغ خورد کردن، سوسک کُشت کردن همچی مرغ خورد می کن...
- معلومه ديگه! می خواسته برای عيال سوتين بخره تو خون...
- مهناز مرسی واقعاً... ولی از کت و کول افتادم تا آرش...
- هانی دوست جديد و پرشور من موضوعی که نوشته بودی برا...
- آرشيوم خراب شده. چطوری بايد درستش کنم؟ get_comme...
- آقای دکتر، از تعدد علامت تعجبی که در اين نوشته به ...
- فرض کن من تا همين يه خورده پيش از اين نمی دونستم ا...
- يک ساعت و نيم ديگه وبلاگم دو سالش می شه. راستی چط...
- تلويزيون خودمون: دوتا زن که دوست صميمی هستند هر د...
- وبلاگم دو سالش شد. ديگه از شير بگيرمش ..... پ.ن:آ...
-
▼
آوریل
(19)