الان تو وبلاگ زيتون ديدم پينگ شدم اما نمی دونم چطوری چون من دارم برای پينگ کردن لينک های وبلاگم کار می کنم نه خود وبلاگ.
به هر صورت حالا که پينگ شدم بنويسم.. گرچه انقد نظر می دين و داستان و نقاشی منو نقد می کنين من از زور ذوق مرگی نوشتنم نمی ياد.. ولی چه کنم پينگيه که شده.
ديروز تصميم گرفتم تو هوای بهاری برم پياده روی که هم هوايی بخورم هم يه مقدار لاغر بشم چون اين چند وقت حسابی تپل شدم. توی راه تمام مدت فکر می کردم اگه الان اين روسری رو از دور کله ام باز می کردم کش سرم رو بر می داشتم و به اين نسيم نوازشگر اجازه می دادم بره لای موهام گردش کنه چی می شد؟
بعد ياد ديروز افتادم که درست بعد از زلزله چجوری يه الدنگی اعصابمو خورد کرده بود با اين سؤال بی مزه که "شما از کجا شربت سينه می خرين؟"
و تصميم گرفتم انقدر تند و زياد دمبل بزنم که بشم نی قليون.
همين موقه ها بود که رسيدم زير درخت توت بزرگی که مثل همهء درخت های توت اين موقع پر از توت های شيرينه. دو تا دختر وايساده بودن و می خواستن توت بخورن و من که رسيدم بی هوا درخت پر از قطره های بارون رو تکون دادن و حسابی خيسم کردن. انقدر با هم خنديديم که نگو.
وقتی از زير درخت رد شدم با خودم گفتم چه بد بود اگه ديروز تو زلزله مرده بوديم و زير اين درخت با هم نمی خنديديم...
اولين باری که حسابی فکر مرگ به سرم زد تو بمب بارون ها بود. اون موقع من اول راهنمايی بودم و حسابی به زندگی بعد از مرگ معتقد.
پس زياد با مرگ مشکلی نداشتم با اينکه می ترسيدم. اما الان وضع حسابی فرق می کنه و من به هيچ وجه دلم نمی خواد بميرم.
اگه يه اکثير حياتی چيزی کشف بشه من حتماً می رم دنبالش چون می خوام باشم هميشه دست خودمم نيست.
__________________
خانوم مهندس رو ازپريشب کلی به زحمت انداختم واسه اين لينک ها. زهرا ممنونتم و اگه بشه جبران می کنم.
در ضمن تصميم گرفتم "هر کی از حقوق خودش دفاع کنه اصنم" پس همجنس گرايان عزيز من فعلاً از حقوق زنان خواجه روان (عجب واژه ای اختراع کردم!( دفاع می کنم شما هم از حقوق خودتون.
توضيح لينک دائم سايت هم جنس گرايان رو بر داشتم اما چون سايتشون آدرسش عوض شده موقتاً بهش لينک می دم.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2004
(181)
-
▼
مهٔ
(20)
- آرزو می کنم پر سفرترين و آرام ترين بيست و هشت سالگ...
- الان تو وبلاگ زيتون ديدم پينگ شدم اما نمی دونم چطو...
- تو اون لحظه های نسبتاً طولانی لرزش همه اش به خودم ...
- ما از قديم عرق خور بوديم... بازداشت 24 ساعته منبع...
- مادربزرگم تو عروسيش کله شو چراغونی کرده بوده. يعنی...
- پشه نشست کنارُم به خيالش مو چنارُم پشه نشست به پ...
- همين الان سرودم: پشه نشست رو جيشُم به خيالش مو پ...
- تی تی باز و بازی تی ان تی از زير ميزی که گاز سه...
- ثبت نام از داوطلبان عمليات شهادت طلبانه عليه اشغال...
- تکليف خودمو روشن کردم. طبق اين تعريف: دو تعريف ا...
- نزديکای ميدون که می رسيم ازش می پرسم: ببخشيد، ميدو...
- اين چرت و پرتا رو نخونين چون فقط واسه اين می نويسم...
- وقتی دات کام بشم اشلی... وقتی دات کام بشم... چند ...
- سالوادور دالی؛ شخصيتی استثنائی در عالم هنر يا خائن...
- تا حالا شده به آدم دلسوز و وظيفه شناسی تو خيابون ب...
- بالاخره يه نفر تو اين وبلاگستان پيدا شد که اهميت د...
- چرا يه هنرمند ارزشمند مثل سوسن بايد توی فقر و تنها...
- رفتم بليط اتوبوس بخرم، آقاهه سرش پايين بود داشت با...
- پروندهء ايران به عنوان يکی از کشورهای نقض کنندهء ح...
- خانم مدير عزيز، قبل از اينکه روزتان را گرامی بدا...
-
▼
مهٔ
(20)