بهنود از مردرندهايی که حافظهء ضعيف دارند مثل تو متنفرم. باور کن از ته دل می گم.
پ.ن: البته اين بيشتر يه نوشته از روی عصبانيته تا به قول شبح انتقاد. ولی خوب من هميشه از اين منش مردرندی و بی شعور فرض کردن ديگران بيشتر از هرچيزی ميريزم به هم.
خيلی گشتم دنبال اون نوشتهء بهنود که گفته بود من سياسی نيستم يادمه ازش خواسته بودن حرکتی انجام بده که يادم نمياد چی بود اما خوب با منش رياکارنه ايشون انگار جور در نمی اومد و يک انتقاد مستقيم از رژيم بود. اگر پيداش کرديد به منم بگيد ممنون می شم.
راستشو بخواين فکر می کنم بيشتر بدبختی ما سر همين گنده کردن بيش از حد آدمها و احترام غير معقول به اونهاست در حدی که وقتی يه آدمی رو گنده کردیم دیگه ازش انتقاد هم نمی کنيم. ما هی می گيم خاکستری ببین اما درک نکردیمش و باز هی آدمهای سفید می سازیم و می پرستيمشون.
و يک توضيح واضحات هم بدم. کسی نگفته آقا بهنود بيا و کارهای سياسی بکن. هيچ قصد ندارم برای کسی تعيين تکليف کنم هيچ وقت. اما وقتی گفتی سياسی نيستم يعنی سياسی نيستی! نه که هروقت خواستی به حکومتی جنایت کار هشدار بدی و راهنماييش کنی يا ازش تعريف کنی سياسی بشی و بعد دوباره رنگ سياسی بودننت بپره يکمرتبه. اين دورويی است نه روزنامه نگار بودن صرف! نه غيرسياسی بودن!
هيچ بنی بشری رو نبايد پرستيد.