آقای فمينيست عزيز تصادف کرده و الان بيمارستانه. فکر می کنم هر کسی که تو اين شرايط باشه خوشحال می شه که بهش سر بزنن و به يادش باشن.
پس فراموشش نکنيم. يه پيغام کوچولو حالش رو ممکنه بهتر کنه.
دوست عزيز ازت خيلی ممنونم که تو اين وضعيت هم به فکر نامه فرستادن به مرتضوی همراه با بلاگرها بودی.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2005
(91)
-
▼
ژانویهٔ
(16)
- تصميم گرفتم اين ديوار رو پاک کنم. برم بشينم سر يه ...
- آموزش خريد روی پيشرفته چگونه در هند خريد کنيم که ...
- اولا فکر می کردم نمی تونم چند ساعت کلاس برم اون هم...
- برتراند يک نقاش فرانسويه که با هم مسنجراً سلام عل...
- ياد اون موقه ها که ضبطمون کشی بود به خير... چقدر ي...
- آقای فمينيست عزيز تصادف کرده و الان بيمارستانه. فک...
- نامه سرگشاده به مرتضوی آقای مرتضوی دادستان تهران...
- کتاب هنر در گذر زمان هلن گاردنر رو که خوندم احساس ...
- يک خبر مهم از وبلاگ سايه آبی: راه اصلي بين تختجم...
- همين الان صابخونه اومده بود و می گفت عموم (صابخونه...
- عجيبه. اما منم نمی تونم باور کنم. هربار که صحبتش م...
- چه خوب که ساکت نموندن به قول مريم هوله " نمیدانم چ...
- لحظات سخت تو زندگی همه هست. گاهی اتفاق می افته که ...
- حرف آخر: شمايی که می گين بهنود فقط جورناليست است و...
- لينک بهنود چاخان رو همون موقع که گفت (اينجا رو با ...
- سلام! سال نو مبارک! آخجون ما امسال سه تا عيد داشتي...
-
▼
ژانویهٔ
(16)