جمعه، دی ۲۵، ۱۳۸۳

تصميم گرفتم اين ديوار رو پاک کنم. برم بشينم سر يه ديوار ديگه.

اينجا دو سال و نه ماه از زندگی من توش ثبت شده. پس قبل از اينکه ديليتش کنم چند روزی می خوام بخونمش.


اول می خواستم به بعضی از دوستان بگم محل ديوار جديد رو، اما حالا می بينم نياز به آزادی کامل دارم؛ آزادی از نياز به تأييد شدن يا حتی فقط خوانده شدن.

******

خيلی زود با اولين مادربزرگ دوست شدم. گاهی به يه فال حافظ مهمونم می کرد. چند وقته که نيست. هيچکدومشون ديگه نيستن.


******


قديس آگوستين شخصيت مشهور تاريخی، معشوقه ای داشته که اگر دنيای مذهب سالار می گذاشت خيلی بيشتر اسحقاق شهرت رو داشت.
از اين زن که نامش فلوريا است کتابی به جا مونده که درواقع مجموعهء نامه‏هايی است به اورول يا همون قديس آگوستين در جواب "اعترافات".
باز-نويسنده (کاشف و برگردان از زبان رم باستان) کتاب جاستين گوردر نويسندهء کتاب دنيای سوفی است که اسم اين مجموعه رو گذاشته "زندگی کوتاه است".
من چون عاشق اين کتاب هستم اوايل وبلاگ نويسيم تايپش کردم البته فصل آخرش رو تايپ نکردم و فصل اول هم خلاصه شده هست.
فلوريا در دفتر نهم می گه:

زندگی به قدری کوتاه است که ما وقت نداريم دربارهء عشق داوری های محکوم کننده صادر کنيم.

ما مخيريم که به زندگی پس از اين دل ببنديم. اما حق نداريم با خودمان و ديگران بدرفتاری کنيم، کما بيش مانند وسيله ای برای دستيابی به جهانی که چيزی از آن نمی دانيم.


بايگانی وبلاگ