چهارشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۴

مردم ستمدیده ایران
شش ماه است که در نتیجه بروز ناراحتی حاد کلیوی ، ضمن تحمل بیماری و عوارض آن ، سرگرم کشمکش با مسئولین گوناگون برای واداشتن آنان به اجرای مقررات قانونی ، در زمینه معالجه بیماری خود هستم . اما نه پیگیری های خود من از درون زندان ، و نه مراجعات مکرر وکلایم در خارج از زندان ؟، هیچ یک تاکنون به نتیجه ای نرسیده است و مسئولین همواره دفع الوقت کرده اند . حال آن که نتایج معاینات ، آزمایش ها و عکسبرداری های گوناگونی که همه بوسیله بهداری زندان و متخصصین و پزشکان معتمد آنها صورت گرفته و از زندان برای مسئولین قضائی ارسال شده همه چیز را به روشنی مشخص ساخته و مسئولین ذیربط در جریان کامل آن قرار دارند .....و این در شرایطی است که سارقان مسلح و قاتلان عمدی با گرفتن مرخصی از زندان اوین بیرون می روند و در مدت مرخصی مجددا" دست به آدم کشی میزنند .


آدم دلش می‌خواد اين همه درد رو با يه پک خيلی عميق سيگار بده توی ريه‌هاش....نفسش رو نگه داره......................... بعد پوفـــــــــــــــــــــــــــــــــف بده بيرون بلکه يه کم آروم بگيره.
چرا مردمی که در گذشته به گرون شدن يه قند ناقابل شديدا‌ْ اعتراض می‌کردن و با گزمه‌های قاجار در می‌افتادن حالا اين همه ظلم اين همه ظلم اين همه ظلم رو تحمل می‌کنن؟
نامهء ناصر زرافشان، مردی که فقط و فقط جرمش درگير شدن با عاملين قتلهای زنجيره‌‌ای است و حتی برای معالجهء خود نمی‌تونه از زندان خارج بشه چنان دردناکه که ممکنه تمام روزتون رو خراب کنه. اما اين درد مال ماست و خودمون فقط بايد چاره‌اش کنيم.

-آره با اين عاشقان پول که برای عاملين همون قتل‌ها تبليغ می‌کنن واقعاْ که بايد هم اميدوار بود به درمون و چاره!



ناصر زرافشان دست به اعتصاب غذاي نامحدود زد.

بايگانی وبلاگ