یکشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۴

تلويزيون

تلويزيون قدرتمندترين رسانه است اما تو کشورهايی مثل مال ما که ميانگيناْ‌ ميزان مطالعهء مردم خيلی پائين هست از جاهای ديگه خيلی تاثيرش بيشتره.
اگر تلويزيون قرار بود دست يه جريان اصلاح طلب بيفته من يکی با کله رای ميدادم. هيچ دقت کردين بعد از پخش شدن اون انيميشن های داوود خطر رانندگی مردم بهتر شده بود؟ (الان نمی دونم چطوريه).
برنامه‌های تفريحی تلويزيون خيلی قدرت فرهنگ سازی بالاتری نسبت به کتاب و تئاتر و سينما دارن. دليلش هم روشنه. مردم عصر که می‌رن خونه از سر کار ميشينن رو کاناپه - يا مثل طفلک احمدی نژاد رو پشتی- تلويزيون رو روشن می ‌کنن. اما همه تئاتر نميرن و کتاب هم نميخونن.

تا وقتی اين رسانه دست ولايت فقيه باشه عملاْ اصلاحات فرهنگی صورت نميگيره که هيچ تخريب هم ميشه.
اگرچه عده‌ای که تا نوک دماغشون رو بيشتر قادر نيستن ببينن ديگران رو به خاطر نه گفتن به اصلاحاتی که در بهترين دوره فقط دانشجوها و کتاب خون ها و روشنفکرها رو تا حدی تغذيه کرد سرزنش ميکنن و زشت تر از اون نادان می‌خونن، اين واقعيتيه انکار نکردنی.


***


پشت اين دروازهء صورتی تو قسمت قديمی که بهش ميگفتن pink city رفتيم به مرقد مطهر مهاراجه‌ها.
آقايون قدس اسره اول برين جلو بوق بزنين بعد بياين مرقد مطهر ساختن رو ياد بگيرين.

مهاراجه‌ها همراه بچه هاشون مقبره‌های کوچک و بزرگ -لابد بر حسب موقعيت و سن- داشتند. دور شهر يه ديوار حفاظتی قديمی داشت که توی اين عکس و اين يکی مشخص هست. عکس رو من خوب گرفته بودم ها، زمين کج بود.

اين و اين هم از داخل بزرگترين مقبره متعلق به مهاراجه‌ای به نام مين سينگ اول. ميگفتن اوايل قرن بيستم زندگی می‌کرده. زنش هنوز زنده است و با اينکه نود سالشه اسب سواری و کلی ورزش های ديگه می ‌‌کنه به خوشگلی اَشواريا ست. دروغ و راستش پای خود جاپوری‌ها.

اينم سه تا الاغ نازنازی که اون گوشه وايسادنکی چرت می زدن.

بايگانی وبلاگ