می گم خوب ابله جان برو با هم خوب باشين ديگه چه مرضی داری؟ اون ديگه کيه که می خواد با تو... (يه کم ماست می ريزه رو کتابی که منتظرم تلفن رو قطع کنه تا بخونم. منم يه طرح مثل ابرو با ماسته رو کتاب می کشم) می گه آخه خوب من می خواستم با... (اون اتاق صدای تلويزيون رو تا آخر زياد می کنن و من نمی شنوم بقيهء حرفش رو) بابا يه کم صدای تلويزيونو کم کنين! (انگار قبلش وقتی صدای تلويزيون بلند بوده دعوامون شده اما نمی دونم اون چی گفته بود برای همين نمی دونم چی بهش بگم) می گم ببين به هر حال مشکليه که خودت درست کردی حالا لطفاً از من نخواه که... حرفمو قطع می کنه: ابله ترسو! ( چند قطره عسل از دستم می ريزه رو کتاب) خشمم رو پنهان می کنم که بيشتر حرصش بگيره و با سردی تعمدی می گم خوب ببين من برای همين دلم نمی خواد ببينمت ديگه (يه نفر از اون اتاق با قهقهه و صدای خيلی بلند يه جک تعريف می کنه)... قدرت فکر کردن نداری. اون موقه هم نفهميدی و عجيبه برام که فکر می کردم تو قدرت درکت بالاست و عجيب تر اينکه ( با خودم فکر می کنم حالا چجوری اين عسل لعنتی رو از رو کتاب پاک کنم که صفحه هاش به هم نچسبه) اگه درست نگاه می کردم مشخص بود... حرفمو قطع می کنه در حاليکه دراز کشيده و سرش روی پامه می گه ببين منکه بهت گفتم (دستم رو توی موهاش فرو می کنم) می خواستم از تو فرار کنم. اما خوب قبول کن که تو هم نتونستی... حرفشو قطع می کنم ( هميشه از بی انصافی و خودخواهيش عصبانی می شدم) تو تونستی؟ از اون پايين نگاهم می کنه يه نيم چرخ می زنه که بهتر صورتش رو ببينم و می گه ببين من نتونستم. نمی تونستم. وقتی اين تصميم رو گرفتم (هر دو طرف صفحه عسلی شده و ديگه واقعاً پاک کردنش مشکله) داغون بودم (از پنجره فضای تيره بيرون رو نگاه می کنم) بلند می شم و بدون اينکه نگاهش کنم می گم وقتشه که بری.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
سپتامبر
(28)
- می گم خوب ابله جان برو با هم خوب باشين ديگه چه مرض...
- آخيش !
- از ديشب يه مرگيم بود. امروز فهميدم روز اول پاييزه....
- بعد ار يه سال ترک که هم قيافه ات و رنگ و روت، هم ن...
- يه خورده خمير ريش بزن برادر!! تيغتم تيز کن اينجور...
- اگر می شد، اگر می دونستم که پذيرنده ای، اگر عادت ن...
- اگه ديدين عدسی که پختين رنگش سبز فسفريه دلتونو بی ...
- فراخوان براي پذيرش وکالت نرگس 9 ساله
- - فيلم مهمونی دو سال پيشو ديشب دوباره ديدم. - اِ؟ ...
- اوپتا اوپتا
- کتابدار: مصرف ماشينهاي ايران به طور متوسط دو براب...
- به خدا اگر تام کروز را در دست چپ من، و برتنی اسپير...
- چند وقته يه کلاس ايروبيک پيدا کردم که يه مربی خوب ...
- مگه من همونی نيستم که گفته بودی پی... غريبونه همش؟...
- ايمان يه کار ديگه ام می کنه، باعث می شه نه تنها تب...
- ...پامو که گذاشتم تو محوطه، ياد تو افتادم و يادم ا...
- ودربی هم حق داره بالاخره، آدمه. چرا می گی خفه شو و...
- امروز سالگرد کشته شدن عده ای از مردم عادی است که ب...
- اين کار جين استرودر به نظرم خيلی حال و هوای ايرانی...
- کارهای ديگه اش رو هم ببينيد.
- از اين لحاظ می جی؟
- ببين تو خيلی آخر استادی و کارت حرف نداره و خيلی ک...
- کنار خيابون وايسادی با دوتا کيسه پر ميوه و کرفس و ...
- اصلاً بی خيال نظرخواهی تمام وقت. قسمت نيست ديگه.. ...
- خواص مايعات همينطور که چايی مو می خوردم هی به خود...
- از بالای دومين ديوار هزبين آلردی آپديتد.
- گفته بودی پشت شمشاد که... پس کاج، هان؟...
- تنها اگر آن شبهای بيدار نقش و رنگ باز گشته باشند.....
-
▼
سپتامبر
(28)