پنجشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۸۴

داشتم لينکش رو بر می داشتم گفتم بيام بگم نگی نگفتی. حالا می دونم می ره پيرزن های فاميلشون رو کچل می کنه و سر می زاره رو پاشون گريه و زاری سر ميده (بيچاره اونهايی که با اين آدم فاميلن) ولی هر کس حق داره به صفحه هايی که براش جالب هستن لينک بده و نوشته های مبتذل برای من جالب نيستن.

با پانته آی گلخونه هم کاملاْ موافقم فقط انقدر برام ارزش نداره که يه پست جدا براش بنويسم.
***

مي خوام به آدم خر صفتی که چند روزه بد جوری حالش خراب شده و کف بر دهان آورده لطف کنم و اگه خيلی بهش فشار اومده که هيچ کس براش مهم نيست چی می گه و چندبار آدمهای آدم تر از خودش رو مستقيم و غير مسقيم گوسفند خطاب می کنه، من بهش بگم چه شخصيت پستی داره شايد يه کم توجه حالشو بهتر کنه.

خر رو دو پاش بلند شد و عرعر كرد «كك به تنور به من چه؛ مورچه خاك به سر به من چه؛ كفتر دم بريز به من چه؛ درخت برگ ريزان به من چه؛ آب گل آلود به من چه؛ گندم سر و ته به من چه؛ بابا بيل به پشت به من چه؛ دختر ماست به رو به من چه؛ ننه جز و وز به من چه؛ پسر يك چشمي به من چه؛ ملا يك سبيل به من چه؛ مي خندم و مي خندم. به ريش همه مي بندم.»ملا گفت «بي خود كه خر نشدي. اين طور شد كه خر شدي.»

بايگانی وبلاگ