پنجشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۱

خیلی جالبه ، امروز متوجه یک تحول قابل توجه در شخصیت خودم شدم.
من آدم روماتتیکی بودم قبل ها ، اما چندوقته که ، نیازی به این جنبهء زندگی
احساس نمیکنم.
قبلا همهء فکر و ذکرم موفقیت و پیشرفت بود،
این روزها به این چیزها فکر میکنم :
آسایش
امنیت
آزادی در حد باد خوردن کله

اگه خبر داشتید که من چقدر سعی کردم که شغلی مناسب با تمایلات هنری ام
پیدا کنم ، و چقدر خودم رو روانکاوی کردم که جنس مخالفم رو درک کنم ،
خودم را بشناسم و به یک رابطهء خوب برسم ، به حیرت من پی می بردید ،
حالا که می بینم همه را چنان فراموش کرده ام که یادم نمی آید کجا جا گذاشتم
آخرین بار دلم رو ، هدفم رو
آخرین بار برای چه چیز تلاش کردم ؟

اهمیتی نداره. من از زندگیم فقط همون سه تا رو می خوام.



بايگانی وبلاگ