یکی از دوستانم توی یک شرکت حمل و نقل کار می کنه . چند وقت پیش منشی شرکت
عوض شد. یه روز این دوستم به من گفت جریان این منشی جدید ما رو می دونی ؟
گفتم دروغ چرا ؟ نمی دونم.
گفت: چند سال پیش این خانم صیغهء یکی میشه ، بعد از چند وقت حامله میشه. هی به
مرده میگه بیا بچه رو بریم بندازیم ، مرده می گه نگهش دار عقدت می کنم .
خلاصه نه ماه تموم می شه و خانم فارغ. همچنان روابط بر پایه صیغه استواره و
تا سه ماه دیگه که مدت صیغه تموم میشه ، مریم خانم - منشی فعلی- موفق نمی شه
شوهر موقت رو دائمی کنه ، از طرفی بچه شناسنامه نداره و می گن به مادر شناسنامه
نمی دیم باید پدرش بیاد.
حالا قبل از اینکه بقیه اش رو بگم ، چندتا سؤال ، به نظر شما چرا شناسنامه بچه رو
به مریم نمی دن ؟ جواب های احتمللی:
1: می ترسن شناسنامه رو بخوره
2: می ترسن گمش کنه
3: می ترسن پرّو شه
4: همهء موارد
5: هیچکدام
سؤال بعدی : این خانم چه طوری باید برای بچه اش شناسنامه بگیره ؟
1: باید از شوهر موقت سابق خواهش کنه اگر یه روز وقت کرد یه تُُک پا بره ثبت
اموال .... نه ثبت احوال.
2: باید امیدوار باشه قانون یه کم - یا خیلی- تغییر کنه
3: باید نذر کنه
4: بره دعا بگیره
حالا بچه چهارسالشه ، پس فردا باید بره مدرسه ، شناسنامه نداره.
چند روز پیش ، هر چی طلا داشته فروخته ، هرچی پول داشته از حسابش برداشته ،
برده داده به شوهر موقت سابق ، که : گفتم شاید دلش بسوزه بیاد برای بچه شناسنامه
بگیره.
می دونم ، زیادی ساده است ، اما خوب ساده است دیگه ! چی کار کنه ؟
بايگانی وبلاگ
-
▼
2002
(457)
-
▼
آوریل
(37)
- بغضم را پوزخند می کنم زيرا می دانم انديشه های سياه...
- پسردائی مان برامان ديشب اينارو فرستاد ما هم می ذار...
- چون ما دوستداران زيبائی هستيم ، ولی با سادگی ، و ...
- امروز آرشيو اژدها جونم رو خوندم. نمی دونم چرا تا ...
- بابا اين غذاهای ايرانی چرا انقدر روغن داره آخه ؟ ...
- آقا افشين ما جواب ايميلتون رو داديم ها ! نمی دونم ...
- احساس می کنم يه فضای خالی توی سينه ام ايجاد شده. ا...
- فنجان گل آبیبرای درست کردن پياز داغ دنبال پيازها م...
- ما يه فامیل داشتیم که هنوز هم داريم ولی اينجا نيست...
- لبم ترک خورده ، گفتم به اونهايی که به اين درد دچار...
- اينو يادم رفت بگم ، اگه ايرانی های مقيم آمریکا ،تص...
- چرا امضاء کنم ؟ اين همه بچه های مخ ما دارن بهشون خ...
- از همهء دوستانی که کمک کردند تا بلاگ رو درست کنم ،...
- من يه دوستی دارم که همين نزديکی های خودمون زندگی م...
- اينارو نگاه کنین تا بعدش یه چيزی بگم
- درس خیاطی : دامن کوتاه مدل شلخته ای ...
- یکی از دوستانم توی یک شرکت حمل و نقل کار می کنه . ...
- افشینِ پرش ارتفاع - که بلد نیستم بهش لینک بدم- از ...
- قال دون خوان - که درود و سلام بر جانِ به ورطه پرید...
- اِ نوشته اولیم کو؟
- پروانهء عزیز ، هیچ نگران نباش ، چون با اینکه من آد...
- خانم هایی که دوست دارید - نیاز دارید- محبت کنید ام...
- یه چیزی این پایین نوشته بودم که اول تبدیل به خط می...
- راستی یه نفر لطفاً به من بگه چطوری بلاگ دوستام رو ...
- انقد دلم می خواد به بعضی سایتا لینک بدم ! بلت نیستش .
- انقد حال می ده هر چی نوشتی پاک شه !
- ای بابا ! مام چه غریب افتادیم ها !
- coffee and tv ...
- اینکه من الان اینجام و دارم شما رو با افاضاتم مستف...
- خیلی جالبه ، امروز متوجه یک تحول قابل توجه در شخصی...
- امتحان می کنیم. آیا این خط میخی است؟ آیا ندا موفق ...
- �ی�ی ��ی�� ! �� ���یی �� ���� �� ����� �
- "گذشته کوچکترین اقتداری بر من ندارد چون من مشتاقم...
- هر کس موفق بشه منو مجبور کنه این ظرفها روبشورم ، ی...
- از نویسندهء وبلاگ عمومی به خاطر راهنمایی شون متشکر...
- مادر بزرگ صورتی چروکیده دارد و هیکلی نحیف ، دنداده...
- نمی دونم چند نفر از شما داستان هری پاتر رو خوندین....
-
▼
آوریل
(37)