یکشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۱

شبح:
ما مردان نه به دليل اين که مثلا درد زيمان را تحمل نمی‌کنيم يا هر ماه دچار تغييرات هورمونی وحشت‌ناک نمی‌شويم، نه به دليل اين که از صبح که پای خود را به خيابان می‌گذاريم تا شام که در بستر در کنار هم‌سرمان می‌خوابيم جنسيتمان به رخ‌مان کشيده نمی‌شود؛ بل‌که به دليل باور ازخودراضی‌بودن احمقانه‌یی که از قبل از تولد در تربيت‌مان اعمال می‌شود نسبت به حقوق زنان کاملا کودن و عقب‌مانده هستيم. درست آن‌گاه که داريم پيش‌روترين نظريه‌ها را غرغره می‌کنيم عقب‌مانده‌بودن خودمان را لو می‌دهيم. پس به‌تر است در اين زمينه سکوت کنيم که تا مرد ( و نه البته زن!) سخن نگفته باشد/ عيب و هنرش نهفته باشد.
ما مردان اگر زيرک باشيم لب فرومی‌بنديم و با گوش و هوشی باز به سخنان زنان گوش می‌سپاريم تا آنان به ما بياموزند انسان طرازنوين و انسان نویی که بايد ساخته شود چگونه انسانی است. انسانی بدون جنس.

بايگانی وبلاگ