دوشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۱

امروز صبح با تکون زلزله که از خواب پريدم، با خودم گفتم اولين آجر سقف که افتاد پايين بلند می شم در می رم. بعد ديدم چيزی تنم نيست ( منظورم شلوار يا دامنه ) اگه برم بيرون همسايه هامون می کشنم، گفتم آخرش که نتيجه ش يکيه پس بخوابم بهتره. راستش خيلی هم خوابم می اومد.
دوبار تمام خونه به مدت 4 -5 ثانيه لرزيد. من تا حالا انقد از زلزله نترسيده بودم.

بايگانی وبلاگ