چند شب پيشا يه دراکولاهه اينجا بود. نمی دونست من می دونم دراکولاست و می دونستم که نبايد بفهمه من می دونم.
پريشب بچه گيای يه قاتل خطرناک و دستگير کردم. ترسيدم اگه همون موقه شو دستگير کنم بکشتم. بعدشم شروع کردم با هويج و نخود فرنگی آرايش کردن.
ديشب يه دختر کوچولو داشتم. قنداقی بود. پيچيده بودمش تو يه پتوی سفيد و توی پياده رو راه می رفتم. تو پياده رو ايست بازرسی بود و می دونستم نبايد بچه رو ببينن. پيچيدم تو فرعی. يواش يواش بزرگتر می شد. وقتی داشتم کم کم بيدار می شدم 16 سالش بود. عاشقش بودم..
دلم لک زده واسه يه شب تاريکِ تاريک... بی خبری عميق تا خود صبح.
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
مارس
(25)
- تو يه جمع جديد که وارد می شم، برای اينکه فکر نکنن ...
- پريشب رفته بودم اکانت بخرم. تو اون چند دقيقه ای که...
- شنيدين می گن ايران قلب جهان اسلامه ؟ يه آقاهه ديشب...
- کاش زنده می موندی. کاش.. دلم آشوبه دلم به هم م...
- دل آشوب روح آشوب دل
- بی قرارم بی قرارم.. می خواهم بروم.. می خواهم بمان...
- با دستهای بزرگ و پاهاش کشيده ش می چرخه توی خاطراتم...
- دارم به اين فکر می کنم که اين تظاهرات و اعتراض بی ...
- بامداد: حماقت تاشوراوحماقت چهارشنبه سوري دو روي ي...
- پارسال همين موقه ها يا شايدم يه کم زودتر بود که وا...
- نشت مواد شيميائى در آب سنندج
- " آقا می گن خونه زندگی آمريکايی، زن ژاپونی. آقا زن...
- يه آدم شديداً حزب الهی برای بازديد يه چيزی امروز ا...
- صحنهء اول: دوستم می خواد موهاشو رنگ کنه. مدل جنگلی...
- غلتک : چند روز پيش من و گلابي سر كلاس درس دكتر ا...
- خوش به حالت. نمی دونی چقدر دلم می خواد بفهمم چه م...
- ای موتوری قديم تر ها با بچه های کوچه می خوانديم ب...
- چند شب پيشا يه دراکولاهه اينجا بود. نمی دونست من م...
- امروز صبح با تکون زلزله که از خواب پريدم، با خودم ...
- به اين می گن لوگو.
- شبح: ما مردان نه به دليل اين که مثلا درد زيمان را...
- يهو بی مقدمه گفت: ولی شما اصلاً شکل مادرتون نيستين...
- يه زمانی اينجا رو خيلی دوست داشتم.... اما الان ت...
- بازم pco جالبترين چيزی که اينجا خوندم اين بود: ...
- آينه ، رنگ و روغن روی بوم، اثر ماريوس سيليويسی؛...
-
▼
مارس
(25)