چهارشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۲

تنها خدا می داند چگونه است
در امتداد تجسم يک ساله
مچاليدن پوست تو در دام دست های تشنگی آلوده ام..

خون دويده سر انگشتان خوش خيال
نارنجی هايت را خواهم گريست
برای نخستين نگاه

به شيوه ای ديگر خواهم گفت
عاشقانه کمی قديمانده شده است

تقسيم سلولی خنده در امتداد زنجيرهء اسيدهای آمينه ام
وقتی تو را نگاه می کنم
نخستين نگاه، نفس که می کشی

خدا می داند چند بار تجسم کرده ام






همين الان، چارشنبه، حدودای آخر فروردين



بايگانی وبلاگ