یکشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۲

خــــــــــــــــــــــــــــــوب.. من امروزم کلاس نرفتم که بشينم براتون يه کم تحليل محليل سياسی مياسی بکنم...
ببينين دوستان، متأسفانه بنده به هيچ وجه نسبت به رفتن صدام خوش بين نيستم. اولاً که هيچ خبری ازش نشنيدم و معلوم نيست کدوم گوريه و چندماه ديگه از کدوم سوراخ سردربياره و دوباره مثل بختک بيفته رو سر مردم عراق.
تازه،‌ صدام هم که کلکش کنده بشه،‌هيچ دليل نمی شه که دموکراسی حتی از نوع نصفه نيمه و قلابيش توی عراق حاکم بشه.
به نظر من حکومت هر کشوری رو فرهنگ ملتش می سازه. نمی گم مردم عراق فرهنگشون پايينه ها، اما يه جورايی هنوز نظام خليفه گی اونجا بيشتر جواب می ده. ما حالا صدام رو می بينيم اما به نظر من حکام سده های پيش عراق و خلفای اسلامی چيزی از يه ديکتاتور خونخوار کم نداشتند. حالا با رفتن يکی شون نمی شه اميدوار بود که مردم از اين به بعد به حقشون می رسن.
تنها راهش اينه که رشد کنن و لازمه ش هم اينه که آزاد باشن و در محيط باز زندگی کنن. به اطلاعات وسيع بدون سانسور دسترسی داشته باشن و دموکراسی و محترم شمردن حقوق همديگرو توی خونه هاشون ياد بگيرن و بپذيرن.
برای همهء مردم جهان آرامش و صلح و رفاه و برای بقيهء موجودات رهايی از دست انسان ( از نوع شکارچی و قطع کنندهء درخت و کثيف کنندهء دريا و سوراخ کنندهء لايهء اوزون و آشغال ريزنده در کوهستان و جيش کننده در استخر و گوز دهنده در مترو و ...) آرزو دارم.
آمممممممممممممممممممممين يا رب العالمين !


بايگانی وبلاگ