سه‌شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۲

يه خواب خيلی ترسناک ديدم. چند دقيقه پيش از خواب پريدم و می ترسم دوباره بخوابم. حتی لئونارد کوهن هم ذهن وحشت زده م رو آروم نمی کنه.. می ترسم. حتی نمی تونم خوابمو تعريف کنم يا واسه خودم بنويسم. لعنت به هر چی فيلم ترسناکه. به خيال خودت می بينی تموم می شه می ره بعد يهو بی خبر يه شب همه شو بدون اخطار قبلی می بينی! و بدون اينکه اراده کرده باشی. اونم از نزديک و زنده.. وای حالا خوبه دور تند بود.
چرا اينطوری شد دوباره ؟ چند وقت بود بعد از ويپاسانا از اين خوابا خبری نبود! کسی ضد کابوس سراغ نداره؟
آخ چقدر خوابم می ياد و چقدر می ترسم از خوابيدن..

بايگانی وبلاگ