صحنه ای از فيلم The usual suspect يورش عده ای به خونهء يک مرد، تجاوز به زنش جلوی سه تا بچه هاش و بريدن گلوی پسر بچه جلوی چشم مادرش و در نهايت کشتن همهء اونها رو نشون می ده.
چيزی که نمی ذاره از فکر اين صحنه بيرون بيام اينه که اين ها واقعاً اتفاق می افته. هميشه در طی دوران ها اتفاق افتاده. راستی چه چيزی توی وجود موجود نر هست که اين خصلت ها رو بهش می ده؟ من ضد مرد و نرينگی نيستم. اما..واقعاً از اينکه می بينم بعضی ها اينکارها رو می کنن احساس نا اميدی و عجز بهم دست می ده. کاش در واقعيت بيرون از فيلم اين چيزها اتفاق نمی افتاد. البته اون وقت شايد فيلمی هم ساخته نمی شد که داستانی مثل اين رو بازگو کنه.
تجاوز جنسی در گونه های مختلف پستانداران به علت ساختمان دستگاه تناسلی حيوان ماده امکان نداره اما در ميمون و انسان اينطور نيست. به نظر من پردهء بکارت همون ماهيچه ای بوده که در پستانداران ديگه نقش مانع رو بازی می کنه وقتی که حيوان ماده تمايلی به ايجاد رابطه نداره. اگر اين فرض درست باشه چرا به تدريج در بدن گونهء انسان ( و ميمون) غير فعال شده؟ در انسان چرا به شکل پوستی در اومده که هيچ حرکت و خاصيتی به جز از بين رفتن بعد از اولين تماس جنسی نداره؟
می دونيم که تغييرات ژنتيکی به نفع تکثير گونه های مختلف روی می ده. حتی اگر باعث از بين رفتن موجود تکثير کننده باشه. مثلاً حيوان نر در خيلی از گونه ها رنگ و شکل بسيار چشمگير و زيبا داره که باعث جلب جفت می شه اما برای خودش خطرناکه چون به همون نسبت قابليت جذب دشمن رو هم افزايش می ده. فکر می کنم در گونهء انسان و ميمون احتمال باروری با تغيير ساختمان عضو تناسلی ماده بالا می ره و همين باعث ثبت اين تغيير شده.
اگر قرار باشه جهانبينی من شامل وجود شعور کائنات بشه، نمی دونم اين رو چطوری برای خودم توجيه کنم. تحمل جهانبينی ماترياليستی رو هم اصلاً ندارم. شايدم اشکال از منه. شايد اين اصلاً چيز بدی نباشه ( منظورم تغييرات ژنتيکی به نفع تکثيره). خلاصه يه جور حالت معلق ناخوشاينديه.
الان داشتم همينارو یه بابام می گفتم، مامانم چندبار تند تند ازم پرسيد: يعنی ديگه به خدا اعتقاد نداری؟ ديگه يعنی به خدا اعتقاد نداری؟
************
چند روز پيش با دوتا از دوستان صحبت شکار بود. دوستم می گفت کسی رو می شناسه که گوشت شکارش رو حتی نمی تونه بخوره. پس چرا به شکار می ره؟ می خواد قدرتش رو نشون بده؟ به کی؟ چرا؟
تو فيلم های مستند نظير اين رفتار رو می تونيم در حيوانات نری که به صورت گله ای زندگی می کنن ببينيم. فيلمی از زندگی يه گله شامپانزه ديدم که نر آلفا برای نشون دادن قدرتش زير بارون که بقيهء اعضای گله ازش نفرت داشتند با سرو صدای زياد می رقصيد.
همون نر يه بچه ميمون ديگه رو خورد. در حاليکه شامپانزه ها زياد تمايل و نيازی به گوشت ندارن محققين نتيجه گرفته بودن که حيوان اينکارو برای نشون دادن قدرت و ثابت کردن موقعيت خودش به عنوان رييس گله انجام می ده.
چرا حيات انقدر وحشی و خشنه؟ اگر لزوماً بايد اينطور باشه، چرا اين واقعيت برای بعضی ها عميقاً آزار دهنده ست؟ لزوم اين همه خشونت چيه و چه فايده ای برای حيات داره؟ اگر اوضاع کمی لطيف تر بود آيا حيات از بين می رفت؟
بايگانی وبلاگ
-
▼
2003
(271)
-
▼
آوریل
(25)
- فرياد خاموش!!! Doooooooooooooooooooooooooooooooooo...
- يک خبر از مهشيد خانوم جون: منيرو روانی پور وبلاگ ن...
- يک بار کامل فيلم رو ديدم و متوجه نشدم که نيکل کيد...
- آه ای پروردگار من ، مرا ببخش.. خام بودم و جوانهء ا...
- ترمينال شرق هر چندسال که می خواد بگذره؛ اون صحنه ...
- امروز فندق شده بود. سفيد مظلوم گرد
- چطور است پيشنهاد كنيم اگر در زاد و ولد چند سال ...
- سالروز انقلاب فرهنگی و تشکيل سپاه پاسداران انقلاب ...
- Free Sina Motallebi
- واقعيت وحشتناک تر از اون بود که بتونيم از قبل تصور...
- وسط اين حيات وحشی، روی کره ای که هر جونوری يه روز...
- همی جستمی يک عدد شاه لاگ !
- دفن می شوم گل اُخری بر جمجمه ام مثل آن روز هزاره ...
- نمی دونم کی گفته می خوام حساب کيو اول برسم بعد بر...
- يه خواب خيلی ترسناک ديدم. چند دقيقه پيش از خواب پر...
- امروز وبلاگ من رسماً يک ساله می شه. در اصل يکی دو ...
- ما تو دردسر افتاديم. مقاديری تصميم عجولانه گرفتيم....
- خــــــــــــــــــــــــــــــوب.. من امروزم کلاس...
- اولاً اگه قرار می گساری داشتين با اين خانم و به ه...
- تنها خدا می داند چگونه است در امتداد تجسم يک ساله...
- تمام اشعارم را توقيف کرده اند و آسمان را مدت هاست ...
- تو پنج تا خواهر ميمنت از همه خوشگل تر بود، ناز و ا...
- صحنه ای از فيلم The usual suspect يورش عده ای به خ...
- اين چرا نمی پابليشه؟
- bbc: روز جمعه، 28 مارس، گروهی از مردم در برابر سفا...
-
▼
آوریل
(25)