دوشنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۲

يک بار کامل فيلم رو ديدم و متوجه نشدم که نيکل کيدمن توی فيلم نيست. وسطهای بار دوم متوجه شدم که هست اما من نمی بينمش.
توی فيلم، بازی (و فيلمبرداری) برام مهمترين چيزه. اين از اون فيلم هاست که بازی و موزيک متنش با هم روی نرون هات می رقصن.

نگهش می دارم. می خوام چند وقت زندگيش کنم.



**********************************

امروز يه بچهء بی مزهء لج درآر با مامانش سوار تاکسی بودن منم سوار شدم. وسط راه وقتی از ور رفتن با عينک مامانش خسته شد يه بازی کلامی رو شروع کرد: مامان تو دماغ داری ؟
- بله
- پا داری؟
- بله
- دست داری؟
- بله
-صندلی داری؟
- بله
(دوباره) - پا داری؟
-...
-داری؟؟؟
- بله!
- مو داری؟...
اگه بگه مامان ممه داری چی؟ اگه بگه بابا ناز داره چی؟
اين فکر استرس آور که بعد چطوری جلوی خنده م رو بگيرم و زن بيچاره از خجالت می خواد چی کار کنه نمی ذاشت برم تو چرت.. چقدر از بعضی بچه ها حرصم می گيره..


بايگانی وبلاگ