چهارشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۱

روی تنهايی ام راه برو
لبخند بزن و بگو : آه چه صبح دل انگيزی!
من از راه رفتن تو نمی ترسم!
روی تنهايی ام بنشين
و با خيال راحت چای بنوش!
من از خيال تو نمی ترسم!
بخواب
و ستاره هايت را بلند بشمار
از کابوس های تو هم نه!
اما
روی تنهايی ام هرگز خم نشو
من از تماشای انعکاس تنهايی ام
در چشم های شفاف تو بسيار
خواهم ترسيد



آرام



گير دادما!!

بايگانی وبلاگ