پنجشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۲

ربوده شدن مليت و تغيير جهت دادن فرهنگ رو همهء ما از بچه گی به چشم ديديم و شاهدش بوديم تا بزرگ شديم. يکی از صورش ممنوع کردن رسم شيرين قاشق زنی و پريدن از روی آتش بود. عملی که نتيجه ش صداهای بمب گونه ايه که من الان می شنوم. از بهمن هر سال اين شکل ناهنجار گرامی داشتن "چارشنبه سوری" رو شاهد هستيم و اين همه قربانی سوخته که از خودش به جا می گذاره. بارها توی کوچه و خيابون از صدای وحشتناک انفجار نارنجک پشت سرمون به خودمون لرزيديم. بارها شنيديم خانواده ای فرزندش رو از دست داده ؛ بچه ای که در اثر انفجار اکليل سرنج توی جيب يا دستش سوخته و از دست رفته....
اعتقاد دارم "به زور گرفتن" کارمای سنگينی داره. هر سال با هر صدای نارنجک-بمب که می شنوم با خودم فکر می کنم.. به کارمای وحشتناک به باد دادن يک ملت.. و هر سال صداها مهيب تر می شن..... با خودم می گم نهيب اين "بمب"ها آيا ربايندگان "صدای قاشق" و آواز "زردی من از تو سرخی تو از من" رو خواهد لرزوند؟ اونهايی که آتش رو از بوته ها گرفتند و به جان مردم انداختند و گفتند: پريدن ممنوع ! همه دراز بکشيد و بميريد !

بايگانی وبلاگ