جمعه، مهر ۲۶، ۱۳۸۱

الان داشتم نقاشی می کردم، فکر کردم اينو ببينی چه ذوقی می کنی. بعد بيشتر دوستت داشتم.. دوست داشتنت قل قل ريخت توی دستام .. از نوک انگشتام ريخت روی کاغذ و رفت توی چشمام.....نقاشی تر کردم..

بايگانی وبلاگ